السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )

158

حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى )

شغل اين دو زن دامدارى بود . آنها گاو و گوسفند بسيارى داشتند . و قوم ثمود لبنيات مورد نيازشان را از اين دو زن خريدارى مىكردند . و پس از پديدار شدن شتر حضرت صالح عليه السلام و بهره‌بردارى كردن آن قوم از شير آن شتر . بازار فروش لبنيات آن دو زن به كسادى گرائيد . و از رونق افتاد . و به همين خاطر اين دو زن با حيله‌هاى مختلف مردم را به كشتن آن شتر تشويق و ترغيب كردند . و زمينهء انجام آن را نيز فراهم ساختند . و مردى سرخ چهره بنام قدار را تحريك كردند تا آن شتر را به قتل برساند . و پس از آنكه قدار با مشاركت عدهء ديگرى شتر را به قتل رسانيد . قوم ثمود گوشت آن را بين خود تقسيم كردند و پختنند . و هنگاميكه شتر به قتل رسيد . بچهء آن شتر وحشت كرد و از ترس گريخت و در حالى كه سه بار شيون و ناله كرد به كوهى كه در آنجا بود پناه برد . سپس صالح عليه السلام به آنها گفت : بسوى بچه شتر برويد و آن را نجات دهيد . اگر آن را نجات داديد ممكن است كه عذاب از شما برداشته شود . اما آنها آن بچه شتر را نجات ندادند « 1 » . آنگاه حضرت صالح عليه السلام به آنها گفت : در بامداد فردا رنگ صورت شما زرد مىشود . و پس فردا رنگ صورت شما سرخ مىشود . و در روز سوم رنگ صورت شما سياه مىشود . سپس عذاب . شما را در بر خواهد گرفت . هنگاميكه قوم ثمود نشانه‌ها و آثار عذاب را ديدند قصد كردند كه حضرت صالح را به قتل برسانند . اما خداوند او را نجات داد و به سرزمين فلسطين روانه ساخت . در روز چهارم هنگاميكه روز بالا آمد قوم ثمود خود را با پوست و چرم حيوانات كفن كردند و آمادهء نزول عذاب شدند . سپس صيحه‌اى از آسمان بر آنها فرود آمد و زمين دهان باز كرد و زلزله‌اى به وقوع پيوست كه از شدت آن جگرهايشان پاره پاره شد . و بدين ترتيب آنها هلاك شدند .

--> ( 1 ) - و در حديث ديگرى آمده است كه آنها آن بچه شتر را نيز ظالمانه به قتل رساندند .