السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )
124
حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى )
109 - روزى عدّهاى بنزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و از عصيان و چموشى شتر خود به حضرت شكايت كردند و گفتند : اين شتر جن زده شده و باغ و بستان ما را خراب كرده است . سپس پيامبر صلى الله عليه و آله به طرف باغ آنها روانه شد و هنگاميكه درب باغ را باز كرد آن شتر با ديدن حضرت خود را به خاك انداخت و ناله كرد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : اين شتر از شما شكايت مىكند و مىگويد كه سالها براى شما كار كردهام و شما در انجام كارهايتان مرا خسته مىكرديد . اما اينك كه پير شدهام مىخواهيد مرا براى وليمهء يك جشن عروسى نحر نمائيد . آنها گفتند : بله . اين چنين است . اما - يا رسول اللَّه - اينك اين شتر را به شما مىبخشيم . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : اما من اين شتر را از شما خريدارى مىكنم . پس از آنكه پيامبر صلى الله عليه و آله شتر را از آنها خريدارى كرد . آن را آزاد گذاشت و رها نمود . سپس آن شتر در شهر مدينه مىگشت و مردم به آن علوفه مىدادند . و مىگفتند : اين شتر آزاد شدهء پيامبر صلى الله عليه و آله است « 1 » .
--> ( 1 ) - إنّ قوماً أتوا رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و شكوا بعيراً لهم جنّ و قد خرّب بستاناً لهم فمشى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله إلى بستانهم . فلمّا فتحوا الباب صدم ( 1 ) البعير . فلمّا رأى النبيّ صلى الله عليه و آله وقع في التراب و جعل يصيح بحنين . فقال النبيّ صلى الله عليه و آله إنّه يشكوكم . و يقول : عملت سنين و أتعبتموني في حوائجكم فلمّا أن كبرت أردتم أن تنحروني ل عرس . قالوا : قد كان كذلك . و قد وهبناه لك - يا رسول اللَّه - . قال صلى الله عليه و آله : بل تبيعونينه . فإبتاعه . و أعتقه . فكان يطوف في المدينة و يعلفه أهلها . و يقولون له : عتيق رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ( الخرائج ج 2 ص 490 ) . 1 ) أي : دفع .