الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
260
الغدير ( فارسي )
- عليه السلام - به سخن پرداخت ، خدا را سپاس گفت و ثنا خواند و بر پيامبرش ( ص ) درود فرستاده آنگاه گفت : اى معاويه ! اينها نبودند كه به من بد گفتند ، بلكه اين تو بودى كه با همان بد زبانىيى كه بدان خو گرفته اى به من پرخاش نمودى و با همان بد عقيدگى كه بدان شهره اى و آن بد اخلاقى كه در تو مزمن است و ريشه دار و همان تجاوزگرى تو به ما كه از روى دشمنيت با محمد و خاندان او است . اينك بشنو اى معاويه ! و بشنويد تا در حق او و در حق شما چيزهائى بگويم كه كمتر از آن است كه هستيد . شما دارودسته را به خدا سوگند مىدهم و به شهادت مىگيرم كه آيا نمىدانيد آن كسى كه اكنون به او دشنام داديد رو به هر دو قبله نماز خوانده است در حالى كه تو اى معاويه ! به آن دو قبله كافر بودى و نماز را گمراهى مىشمردى و از ره گمراهى لات و عزى را مىپرستيدى ؟ ! و شما را قسم مىدهم و شهادت مىخواهم كه آيا نمىدانيد او در هر دو بيعت : فتح و رضوان شركت داشته و بيعت كرده ، در حالى كه تو اى معاويه به يكى از آن دو بيعت كافر بودى و عقيده نداشتى و ديگرى را گسستى ؟ ! و شما را قسم مىدهم و شهادت مىخواهم آيا نمىدانيد كه او پيش از همهء مردم به اسلام ايمان آورد و تو اى معاويه در آن حال با پدرت از « جماعت كافر دل به دست آمده » بوديد كه كفر در دل مىپرورديد و تظاهر به مسلمانى مىنموديد و دلتان را با پول به دست مىآوردند ؟ ! شما را به خدا قسم آيا نمىدانيد او در جنگ « بدر » پرچمدار رسول خدا ( ص ) بود و پرچم مشركان به دست معاويه و پدرش بود ؟ سپس در جنگ « بدر » و در جنگ « احزاب » در حالى كه پرچم رسول خدا ( ص ) را در دست داشت با شما برخورد مسلحانه كرد و پرچم شرك با تو و با پدرت بود ؟ و در تمام آن موقعيتها و نبردها خدا او را پيروز كرد و حجتش آشكار ساخت و جنبش تبليغاتيش را قرين موفقيت گردانيد و سخنش راست آورد و پيامبر خدا ( ص ) در همهء آن موقعيتها از او خشنود بود و از تو و از پدرت خشمگين ؟ ! ترا اى معاويه قسم مىدهم به خدا كه آيا به ياد دارى آن روز را كه پدرت سوار بر شتر سرخ موئى سر رسيد و تو مىراندى و اين برادرت - عتبه - مىكشاندش و رسول خدا ( ص ) شما را ديد و فرمود : خدايا ! سوار و دهانه كش و راننده اش