الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

255

الغدير ( فارسي )

در انداخته شان و دنيا را خوشايندشان گردانيده است . . . اى امير المؤمنين ! آنها آنچه را ما در بارهء تو مىدانيم مىدانند لكن بدبختيشان رقم خورده و بر آنها مسجل گشته است و هواهاى نفسانى آنها را منحرف گردانيده تا ستمكار گشته‌اند . » ( 1 ) 60 - ابن عباس ، در صفين در نطقى چنين مىگويد : « پسر زن جگر خوار ديده در جنگ عليه على بن ابيطالب جمعى از فرومايگان و اراذل شام مددكار اويند در جنگ عليه پسر عمو و داماد پيامبر خدا ( ص ) و اولين كسى كه با او نماز خوانده است بدرىيى كه در همهء نبردهاى پر افتخار و فضيلتآور همراه رسول خدا ( ص ) بوده است ، و معاويه و ابو سفيان در آن زمان دو مشرك بت پرست بوده‌اند . بدانيد كه به خدائى سوگند كه هستى را به تنهائى تحت سلطه و به ظهور آورده و سزاوار سلطنت بر هستى گشته على بن ابيطالب همراه رسول خدا ( ص ) مىجنگيد ، على مىگفت : خدا و پيامبرش راست مىگويند . و معاويه و ابو سفيان مىگفتند : خدا و پيامبرش دروغ مىگويند . معاويه در اين موقعيت كه امروز دارد نيكروتر و پرهيزكارتر و راه يافته تر و بر صوابتر از موقعيتهايش در آن هنگام نيست . بنابر اين ، شما را سفارش مىكنم كه پرهيزگارى نمائيد و خدا ترس باشيد و كوشا و قاطع و مقاوم . زيرا شما بر حق ( و بر راه اسلام ) هستيد و آن جماعت بر باطلند . » ( 2 ) داستان لعنت ابن عباس بر معاويه در روز عرفه و در اجتماع عمومى ، در همين جلد خواهد آمد . 61 - اين اشعار از علقمة بن عمرو است كه در جنگ صفين خوانده : پسر « صخر » - يعنى معاويه - را حرمت و اعتبارى نيست كه بواسطه اش ثواب خدا را بتوان اميد برد ، بلكه پشيمانى ببار خواهد آورد اى كنيز زاده ! ترا آن رسيد كه بروز جنگ به كسى مىرسد كه با قهرمانان و دلاوران رزمآور روبرو گردد

--> ( 1 ) - جمهرة الخطب 1 / 151 . ( 2 ) - كتاب صفين 360 + شرح ابن ابى الحديد 1 / 504 .