الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
227
الغدير ( فارسي )
آن جماعت در برابر حديث « هر گاه معاويه را بر فراز منبرم ديد او را بكشيد » به قال و قيل و كشمكش پرداخته تراز و پاره به زمين زدهاند ! برخى حرف « تاء » را « باء » خوانده و افزوده اى برايش قائل گشتهاند ! خطيب بغدادى از حسن بن محمد خلال از يوسف بن ابى حفص زاهد از محمد بن اسحاق فقيه از ابو نضر غازى از حسن بن كثير از بكر بن ايمن قيسى از عامر بن يحيى صريمى از ابو زبير از جابر روايتى ثبت كرده منسوب به پيامبر ( ص ) كه هر گاه معاويه را ديديد بر فراز منبرم نطق مىكند از او بپذيريد ، ( 1 ) زيرا او امين و مورد اطمينان است » . خطيب بغدادى مىگويد : اين حديث را جز بدين صورت ننوشتهام ، و رجال سندش آن عده كه بين محمد بن اسحاق و ابو زبير قرار دارند همگى مجهولند ( 2 ) . ذهبى در « ميزان الاعتدال » و ابن حجر در « لسان الميزان » در شرح حال حسن بن كثير و بكر بن ايمن و عامر بن يحيى مىگويند كه اينها مجهولند . و اظهار نظر علماى رجال در بارهء ابو زبير محمد بن مسلم مكى از لحاظ اين كه آيا مورد اعتماد است يا مورد ايراد و اشكال ، مختلف است . ابن كثير در تاريخش در بارهء سند اين روايت اعلام داشته كه سندى مجهول است . ( 3 ) جزء اضافى اين روايت ، يعنى « زيرا او امين و مورد اطمينان است » شاهدى قوى و زنده است بر بطلان روايت و ساختگى بودنش ، و در بارهء امانت و درستكارى اين موجود در جلدهاى پنجم و نهم داد سخن دادهايم . پس از اينها يكى ديگر پيدا شده كه خبر نداشته عده اى « فاقتلوه » را در آن حديث به « فاقبلوه » تبديل كردهاند و « او را بكشيد » تبديل شده به « آن را بپذيريد ! » يا خبر داشته ، ولى از آن تحريف خوشش نيامده و روايتى ساخته است بدان گونه
--> ( 1 ) - بجاى « فاقتلوه » گفتهاند : « فاقبلوه » . ( 2 ) - در تاريخ بغداد چاپى چنين نوشته است و آن را عينا ابن حجر در « لسان الميزان » 2 / 247 ثبت كرده است . در « اللئالى » سيوطى 1 / 426 به نقل از تاريخ بغداد چنين آمده است : خطيب مىگويد : محمد بن اسحاق بسيار خطا كرده و احاديث ناشناخته و نكوهيده آورده است . و رجالى كه پس از نام وى اسمشان آمده تا مىرسند به ابو زبير همگى ناشناخته و مجهولند . ( 3 ) - تاريخ ابن كثير 8 / 133 .