الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

220

الغدير ( فارسي )

كسى نيست از اين مرد مطلع و استاد فن حديث كه عهده دار بررسى و ارزيابى و نقد است بپرسد كه اشكال و ابهامى كه مىگوئى در حديث نخستين هست ، در كجاى آن است ؟ ! كدام لفظ و كلمه اش مبهم و بى جا است تا احتمال توهم و اشكال در آن پيدا شود ؟ ! مگر در متن و مفهوم آن ، چيزى مخالف اصول يا شريعت هست ، يا چيزى بر خلاف قرآن و سنت ؟ ! يا مقام كسى كه دامنش از آلايش هر گناه و خطائى پاك است ، در آن مورد اهانت و تحقير قرار گرفته ، يا ديندارى در آن توهين گشته و دشنام يافته است ؟ ! يا كسى كه اسلام ساحتش را از هر نكوهش و ايراد و دشنامى پاك و پيراسته شناخته ، مورد بىاحترامى واقع شده است ؟ ! آن يك پسر « هند » جگر خوار است ، و اين يك پسر نابغهء معروفه ! و آن دو همان دو موجودى هستند كه مىدانيم و مىدانى ! آيا فراموش كرده اى كه رجال اين روايت سست سند ، - كه به زعم تو اشكال و ابهام آن روايت نخستين را از بين برده و روشنش ساخته است - مورد چه ايرادها قرار دارند ، و سندش چه اشكالات و نقائص و عيبناكىها دارد كه آن را بىذكر سند و چنان كه پندارى حديثى مسلم و ثابت است آورده اى ؟ ! مگر نديده اى كه در ميان سندش ، علاوه بر جمعى مجهول ، سيف بن عمر هست كه خودت در كتاب « اللئالى المصنوعه » در بحث از حديثى ديگر گفته اى كه او جاعل و روايتساز است ( 1 ) . و در بحث از حديثى ديگر گفته اى كه « در سند آن راويان ضعيف قرار گرفته‌اند كه ضعيفترينشان سيف است » ؟ ! ( 2 ) و شرح حال سيف بن عمر را در جلد هشتم خوانديم و ديديم كه او « ضعيف » و متروك و ساقط و دروغساز و جاعل و متهم به زندقه و بىدينى است . آيا با روايت جعلى و ساختگى و دروغين رفع اشكالى از حديث مىنمايند و رفع ابهام ؟ ! خدايا ! از ما درگذر ! 4 - پيامبر خدا ( ص ) فرمود : « از اين راه مردى از امتم در مىرسد كه در رستاخيز در حالى كه دينى جز آئينم دارد برانگيخته مىشود . » و معاويه در رسيد ( 3 )

--> ( 1 ) . 1 / 199 . ( 2 ) . 1 / 429 . ( 3 ) - تاريخ طبرى 11 / 357 .