الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
219
الغدير ( فارسي )
از طريق ابو برزهء اسلمى ، و نيز طبرانى در كتاب « الكبير » از طريق ابن عباس چنين ثبت كردهاند : « در سفرى همراه رسول خدا ( ص ) بوديم . صداى دو نفر را شنيد كه آواز مىخواندند و بنوبت جواب هم را مىدادند . . . پيامبر ( ص ) فرمود : نگاه كنيد . ببينيد اين دو كيستند ؟ عرض كردند : معاويه است و عمرو بن العاصى . در اين هنگام رسول خدا ( ص ) دست بدعا برداشته فرمود : خدايا ! آن دو را نگونسار گردان و درانداز به آتش دوزخ . يا به عبارتى كه ابن عباس روايت كرده : خدايا ! آن دو را به فتنه در انداز و نگونسار گردان » . در « لسان العرب » به همين حديث اشاره رفته است ( 1 ) . آن جماعت چون در سند اين روايت هيچ اشكال و نقصى نيافتهاند ، و از طرفى بر علاقمندان معاويه گران مىآمده كه چنين روايتى در باره اش وجود داشته باشد ، تلاشهاى گوناگون در محو اين حقيقت بروز دادهاند . احمد حنبل اسم آن دو نفر را حذف كرده ، و به جايش نوشته « فلان و فلان » ! و عده اى در برابر اين حديث ، چيز ديگرى به ثبت رساندهاند . ابن قانع در « المعجم » از محمد بن عبدوس كامل ، از عبد اللَّه بن عمر ، از سعيد ابو العباس تيمى ، از سيف بن عمر ، از ابو عمر - آزاد شدهء ابراهيم بن طلحه - ، از زيد بن اسلم ، از صالح شقران چنين ثبت كرده است : « شبى در سفر بوديم . پيامبر ( ص ) صداى آوازى شنيد . رفتم نگاه كردم ديدم معاوية بن رافع و عمرو بن رفاعة بن تابوت است كه آواز مىخواند . آمده به پيامبر ( ص ) اطلاع دادم فرمود : خدايا ! آن دو را به سوى آتش دوزخ بران و نگونسار گردان . در نتيجه ، عمرو بن رفاعه پيش از آنكه پيامبر ( ص ) از سفر برگردد مرد » . سيوطى در « اللئالى المصنوعة » مىگويد : « اين روايت ، اشكال و ابهام را از ميان ببرد و معلوم گشت توهمى در حديث نخستين و در يك لفظ آن رخ داده است در لفظ : ابن العاصى . و در حقيقت او ابن رفاعه بوده است كه يكى از منافقان است ، همچنين معاوية بن رافع يكى از منافقان است . و اللَّه اعلم ! » ( 2 )
--> ( 1 ) - لسان العرب 7 / 404 و 9 / 439 . ( 2 ) . 1 / 427 .