الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

216

الغدير ( فارسي )

فضيلت تراشى براى معاويه پسر ابو سفيان فكر مىكرديم در بارهء معاويه ، احتياجى نيست سخن را به شرح و بسط بكشانيم چون مسلمانان او را كاملا مىشناسند و به روحيهء پليدش پى برده و از تبهكارىها و جنايات سهمگينش با خبرند و از رذائل بيحد و حسابش و از دودهء تباهش و نسب ناپاكش و خانوادهء كثيفش . و مىپنداشتيم هر كه زبان به مدح او دراز كند ، پيشانيش را سيل عرق شرم خواهد پوشاند . لكن ديديم تصورمان درست در نيامد و افراد گستاخ و پر رو و لجبازى پيدا مىشوند كه در تجليل اين عنصر پليد و پست ، روايت و حديث جعل مىكنند و در كار جعل حد و مرزى نمىشناسند . به همين سبب ، از پى اين برآمديم تا پاره اى گواهىهاى تاريخى در شناسائى او به دست دهيم تا خوانندهء گرامى و هر پژوهنده اى بداند كه مدايح و تمجيدها كه براى او ساخته‌اند چه ماهيتى دارد . و در اين كار اعتنائى به قيل و قال ابن كثير نكرديم و نه به ندائى گوش داديم كه برخى از پيشينيان از كوهستان شام شنيده است ( و شايد نداى شيطان بوده است ! ) ندائى كه مىگويد : « هر كه به معاويه كينه ورزد شعلهء آتش او را به دوزخ گدازان خواهد كشاند ، و به اندرون آتشكده اش فرو خواهد افكند » ! و نه اعتنائى به خواب و خيالى كرديم كه تكيه گاه ابن كثير گشته است كه مىگويد : « يكى گفته است : پيامبر خدا ( ص ) را ( در خواب ) ديدم كه ابو بكر و عمر و عثمان و على و معاويه در خدمتش بودند . ناگاه مردى درآمد . عمر گفت : اى رسول خدا ! اين ( اشاره به آن مرد ) ما را تحقير مينمايد . گوئى رسول خدا ( ص )