عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
33
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
و در درجات و منازل خود فروآيند ، بسيارى از زمين بهشت زيادت آيد كه آن را ساكنان نباشند ، تا رب العزّه خلقى نوآفريند و آن جايگاه بايشان دهد ، اگر روا باشد از روى كرم كه خلقى آفريند عبادت ناكرده و رنج نابرده و درجات جنات بايشان دهد ، اولىتر و سزاوارتر كه بندگان ديرينه را و درويشان خسته دل را از در بيرون نكند و از ثواب و عطاء خود محروم نگرداند . بروم و ترك و هند كس ميفرستد تا ناآمده را بيارد ، آمده را كى راند . در خبر است كه روز قيامت بندهاى را بدوزخ مىبرند ، مصطفى ( ص ) ببيند ، فرمايد يا رب امتى ، امتى ، خطاب آيد كه يا محمد ، تو ندانى كه وى چه كرد ، لختى از جفاهاى آن بنده با وى بگويند ، مصطفى ( ص ) گويد : « سحقا سحقا » دور بادا و هلاك دور بادا و هلاك ، چنانستى كه رب العزه فرمودى : بندهء من ، او كه ترا شفيع است چون بدانست جفاهاى تو ، از تو بيزار گشت تا بدانى كه جز حلم من ، نكشد بار جفاء ترا ، جز فضل من نپوشد عيب و عوار تو . وَ يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ يَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ اين زيادت بقول مفسران اهل سنت ، ديدار خداوند است جل جلاله . هم چنان كه جاى ديگر گفت : لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ و بنده كه بديدار اللَّه رسد ، بفضل اللَّه ميرسد نه بطاعت خود ، چنان كه فرمود وَ يَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ فردا چون حق جل جلاله ديدار خود را بدوستان كرامت فرمايد بتقاضاى جمال خود كند نه بتقاضاى بنده كه بشر مختصر را هرگز زهرهء آن نبود كه به اين تقاضا پيدا آيد . عجب كاريست ، از آنجا كه عزت غيرت است از ديدهء اغيار ، نقاب نقاب اقتضا مىكند و زانجا كه كمال جمال است تجلى بر تجلى اقتضا مىكند : هر چند نهفت است بپردهء در هموار * نور دو رخش در همه آفاق عيانست ابو بكر شبلى وقتى در غلبات وجد خويش گفت : « بار خدايا فردا همه را نابينا انگيز تا جز من ترا كسى نبيند » باز وقتى ديگر گفت : بار خدايا شبلى را نابينا انگيز ، دريغ بود كه چون من ترا بيند ، آن سخن اول غيرت بود بر جمال ، از ديدهء اغيار و آن ديگر غيرت بود بر جمال از ديدهء خود . و در راه جوانمردان اين قدم از آن