عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
70
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
يا امير المؤمنين : وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً نزول اين آيت در شأن كيست ؟ و ايشان چه قومند كه رب العالمين ايشان را باخلاق پسنديده و خصال ستوده ياد كرد ، و آن گه بخصائص قربت و لطايف كرامت مخصوص كرد و طرف و غرف در جنّات النّعيم ايشان را نامزد كرد ؟ جابر گفت آن ساعت على روى وامن كرد و گفت : « يا جابر ! تدرى من هؤلاء ؟ هيچ دانى كه ايشان كهاند و اين آيت كجا فرود آمد ؟ گفتم : يا امير المؤمنين : نزلت بالمدينة ، بمدينه فرو آمد اين آيت گفت : « نه يا جابر كه اين آيت به مكه فرو آمد . يا جابر ! الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً بو بكر بو قحافه است او را حليم قريش مىگفتند در به دو كار كه رب العزّه او را بعزّ اسلام گرامى كرد ، او را ديدم در مسجد مكه از هوش برفته از بس كه كفّار بنى مخزوم و بنى اميه او را زده بودند ، و بنو تيم از بهر او خصومت كردند با بنى مخزوم ، او را به خانه بردند هم چنان از هوش برفته . چون با هوش آمد مادر خود را ديد بر بالين وى نشسته ، گفت : يا امّه اين محمد ( ص ) ؟ اى مادر محمد كجاست و كار وى بچه رسيد ؟ پدرش بو قحافه گفت : و ما سؤالك عنه و لقد اصابك من اجله ما لا يصيب احدا لاجل احد ؟ اى پسر چه جاى آنست كه تو از حال محمد پرسى و دل بوى چنين مشغول دارى ؟ نهبينى كه بر تو چه ميرود از بهر وى ؟ اى پسر نمىبينى بنو تيم كه بتعصّب تو برخاسته و ميگويند اگر تو از دين محمد باز گردى و بدين پدران خويش بازآيى ما ثار تو از بنى مخزوم طلب كنيم و ايشان را به پيچانيم و كم آريم تا تشفّى تو پديد كنيم . ابو بكر سخت حليم بود و بردبار و متواضع سر برداشت و گفت : اللّهم اهد بنى مخزوم لا يعلمون ، يأمروننى بالرجوع من الحقّ الى الباطل . رب العزه او را بستود در آن حلم و وقار و سخنان آزادوار و در حقّ وى گفت : الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً . يا جابر ! وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً سالم است مولى بو حذيفه