عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

53

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

امّا بيان معجزه آنست كه رسول خدا عليه السلام در بعضى سفرها وقت قيلوله زير درختى فرود آمد . ياران جمله با وى و سايهء درخت اندك بود ، ربّ العزّة جلّ جلاله بقدرت خويش اظهار معجزهء مصطفى ( ص ) را سايهء آن درخت بكشيد چندان كه همه لشكر اسلام را در سايهء آن درخت جاى بود . در آن حال ربّ العزّة اين آيت فرو فرستاد و اين معجزه ظاهر گشت . اما بيان تخصيص قربت و زلفت آنست كه : أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ خطاب با حاضرانست و تشريف مقربانست . موسى ( ع ) بر مقام مناجات طمع در ديدار حق كرد گفت : أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ جلال عزّت احديت ميل قهر در ديدهء قدس او كشيد كه : لَنْ تَرانِي و با مصطفى گفت : أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ ؟ اى محمد نه مرا مىبينى و در من نگرى ؟ ديگر چه خواهى ؟ اى جوانمرد ! گمان مبر كه آن كس كه بمشاهدت عزّت ذو الجلال رسد ذرّه‌اى از عشق و شوق او كم گردد . در جگر ماهى تپشى است كه اگر همه بحار عالم را جمع كنى ذرّه‌اى از آن تپش بننشاند . دلى كه آن دلست امروز در كار است و فردا هم در كار ، امروز در عين شوق و فردا در عين ذوق ، يك سرّ از اسرار أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ آنست كه بشر اگر چه مخصوص بود بتخاصيص قربت ، او را هرگز نرسد كه تقاضاى ديدار عزّت ذى الجلال كند مگر كه هم ديدار ، خود بتقاضاى جمال آيد . بيان اين رمز در آن خبر است كه مصطفى گفت : « اذا دخل اهل الجنّة الجنة نودوا يا اهل الجنّة انّ لكم عند اللَّه موعدا يريد ان ينجز ينجزكموه » الحديث الى آخره ، اين خود درجهء عامّهء مؤمنان است كه بدرجات و منازل خويش آيند ، و با اتباع و قهرمانان و خدم و اهل مملكت خويش الف گيرند ، آن گه بتقاضاى عزّت بمشاهدهء احديّت رسند . باز قومى كه خداوندان عين‌اند از صفات خويش مجرّد گشته و به عين فطرت خويش رسيده . پيش از آن كه بمراقى دولت بهشت پيوندند ، جمال ربوبيت راه ايشان بگيرد رداء كبريا را كشف كند ، فيشهدهم بجماله و يتجلّى لهم بجلاله قبل وصولهم الى المنازل و الدرجات ، فذلك قوله عزّ و جل :