عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

101

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و آن گه ايشان دعوى ربوبيّت نكردند ، دانستند كه آن كس كه در معرض آفات و بليّات بود و به روى سمات حدوث بود ، او خدايى را نشايد ، تو از كجا دعوى ربوبيّت ميكنى و همچون ايشانى و ازيشانى ؟ نه كه خداوند شما و خداوندان پدران شما يكى است جل جلاله و عظم شأنه ؟ . و قيل انّ فرعون كان يدعى الربوبيّة على اهل عصره و زمانه فلم يدع ذلك على من قبله ، فبيّن بهذه الآية انّ المستحقّ للربوبية من هو رب اهل كلّ عصر و زمان . پس فرعون از جواب درماند ، روى با قوم خود كرد ، گفت : إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ اين رسول كه بشما فرستادند ديوانه است سخنى ميگويد بىحاصل ، از عقل دور . موسى در بيان عظمت حقّ بيفزود ، گفت : رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ ما بَيْنَهُما إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ اگر شما عقل داريد و مىدريابيد بدانيد كه اين آفتاب كه از مشرق برمىآيد و به مغرب فرو شود آن را صانعى بايد و كردگارى ، آن صانع رب العالمين است ، كه شما صفت وى از من مىپرسيد . فرعون چون حجّت بر خود لازم ديد در آن مناظره از عجز خود بترسيد ، سخن با تهديد گردانيد ، گفت : لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ ، و كان سجنه اشد من قتله ، لانه كان يعذّب المسجونين « 1 » بانواع التعذيب . موسى چون تهدّد فرعون ديد او را برفق با انصاف و بيان حجّت خواند ، گفت : أَ وَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُبِينٍ ، يعنى - او تفعل ذلك ، و ان اتيتك على ما اقول بحجة بيّنة ، و اگر من حجتى روشن آرم بر درستى قول خويش و معجزتى آشكارا نمايم كه بر عقلها غلبه كند مرا هم محبوس كنى ؟

--> ( 1 ) نسخهء ج : مسجون .