عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

30

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

سى و سه سال با مادر بود و بعد از آنكه او را به آسمان بردند ، مادر شش سال ديگر بزيست ، فماتت و لها اثنتان و خمسون سنة . « فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ » يعنى - لما تبيّن بها الحمل استحيت و خافت فبعدت بحملها و اتت . « مَكاناً قَصِيًّا » اى - بعيدا - و القصى و القاصى واحد . چون بر مريم حمل پيدا شد از شرم مردم و نيز از بيم طعن و تعيير ايشان ، خويشتن را از ميان مردم بيرون برد و روى به زمين مصر نهاد ، تا آنجا رسيد كه مقطع زمين شام بود و اول زمين مصر . اينست تفسير « مَكاناً قَصِيًّا » بر قول مفسران . وهب گفت : « مَكاناً قَصِيًّا » دهى بود كه آن را بيت لحم گويند ، شش ميل از شهر ايليا برفته . گفتا ابن عمى بود او را نام وى يوسف النجار صاحب و رفيق وى در خدمت مسجد بود و تيمار بردى در همه حال ، او را بر خرى نشاند و از ميان قوم . بيرون برد تا بيت اللحم . و گفته‌اند كه به راه در ، شيطان در دل يوسف افكند كه اين حمل مريم از زناست ، قصد قتل وى كرد تا جبرئيل آمد و يوسف را گفت : انّه من روح القدس فلا تقتلها . مكش او را كه او عذراء بتول است و فرزند وى از روح القدس . « فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ » يقال اجاءنى الى كذا اى - جاء بى اليه - و يقال ألجأني اليه . و المخاض - تحرّك الجنين و اشتداد وجع الولادة . « إِلى جِذْعِ النَّخْلَةِ » يعنى - ساقتها لم يكن على راسه سعف - و قيل كان جذعا يابسا قد جىء به ليبتنى به بيت فى بيت لحم . و قيل صارت الى النّخلة ليتفياء به ، و قيل التجأت الى النخلة لتستند البه و تتقوى به على ما هو عادة المرأة الحامل اذا اخذها الطلق فتطلب موضعا تستند اليه ، و قيل احتوشتها الملائكة محدقين بها صفوفا . قرئ فى الشواذ « فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ » اى - اصابها الطلق فجأة . گفته‌اند كه يوسف ، مريم را بگذاشت و خود برفت ، مريم تنها و متحير بماند ، همى گريست و درد مىافزود ، نگاه كرد خرما بنى ديد خشك شده از قديم الدهر باز ، مريم نزديك آن درخت شد و از بىطاقتى پشت به آن درخت بازنهاد و فريشتگان گرد وى درآمده صفها بركشيده و شراب از بهشت آورده ، از سر دلتنگى و ضجر در آن حالت گفت : « يا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذا » اى - قبل هذا اليوم و هذا الامر - اين ضجر نمودن ، و آرزوى مرگ كردن نه از