عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
5
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » بفرمود ، تمام بنوشتند و گفتند « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . » قول دوّم آنست كه بيكبار از آسمان فرو آمد در به دو بعثت ، ابن عباس گفت جبرئيل ( ع ) مصطفى ( ص ) را تلقين كرد بر كوه حرا و او را گفت : بگوى « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » و اين قصه در سوره علق گفته آيد انشاء اللَّه . مذهب شافعى و اصحاب حديث آنست كه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ در هر سر سورتى آيتى است از آن سورهء ، جبرئيل از آسمان فرو آورده و بر مصطفى ( ص ) خوانده و خبر درست است كه ابن عباس گفت : كان رسول اللَّه ( ص ) لا يعرف ختم سورة حتى ينزل عليه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . و در فضيلت آيت تسميت آوردهاند از مصطفى ( ص ) كه گفت : اگر آدمى و پرى همه بهم آيند چهار هزار سال تا تفسير و فضيلت آن بدانند چهار هزار سال به آخر برسد و از فضل آن و تفسير آن عشرى ندانسته باشند . و هر كه يك بار بصدق دل بگويد « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » اللَّه تعالى بهر حرفى چهار هزار نيكى در ديوان وى باز كند و بنويسد ، و چهار هزار بدى از ديوان وى محو كند و چهار هزار درجه در بهشت بنام وى باز « 1 » كند . قوله عز و جل : « كهيعص » - در بعضى تفسيرها آوردهاند كه رب العزة اين حروف تهجى در اوايل سور بدان فرستاده است تا خلق را دلالت كند بر مدت بقاء اسلام ، يعنى كه اين حروف به حساب جمل بر گيرند بىتكرار چندان كه بر آيد روزگار اسلام و بقاء اين امت چندان باشد و اين مدت ششصد و نود و سه سالست چون اين مدت بسر آيد قيامت برخيزد و رستاخيز پديد آيد ، و اين قول بنزديك اهل تحقيق ضعيف است از سه وجه : يكى آنكه اين دعوى علم قيامتست و علم قيامت نزديك خلق نيست ، اللَّه تعالى ميگويد : « قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ » . ديگر وجه آنست كه عرب هرگز حساب جمل نشناختهاند و عادت ايشان نبوده ، يقول اللَّه تعالى : « إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا » . جايى ديگر گفت : « بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ » . سه ديگر وجه آنست كه رب العزة اين حروف در اوايل سور مكرر باز گفته و ايشان اين حساب نه مكرّر بر گرفته و اگر مكرّر كنند اضعاف آن باشد . و بدانكه اين حروف مقطعه در قرآن بر پنج وجه است : وحدانى : - چون ص ، ق ، ن ، و ثنائى : - چون طه ، يس ، حم ، و ثلاثى : - چون الم ، الر ، طسم ، و رباعى : - چون المص ، المر
--> ( 1 ) - نسخه الف : در بهشت وى را بلند گردانند