عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
6
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
و خماسى - چون كهيعص و لَحْمَ عسق . قومى گفتند : نام سورتهااند و گفتهاند : - نامهاى قرآنند و گفتهاند : نامهاى اللَّه تعالىاند و لهذا روى عن على انه كان يقول : يا كهيعص ، اغفر لى . و كان يحلف بكهيعص ، امير المؤمنين على ( ع ) به اين حروف سوگند ياد كرد از آن كه اعتقاد داشت كه اين حروفها نامهاى خدااند يا صفات وى ، و معلوم است كه سوگند جز بنام و صفت اللَّه بسته نشود . و درست است از ابن عبّاس كه گفت : الكاف من كاف ، و الهاء من هاد و الياء من حليم ، و العين من عليم ، و الصاد من صادق . و بروايتى ديگر از ابن عباس : كبير ، هاد ، امين ، عزيز ، صادق . معنى آنست كه خلق را بسنده كارست و ايشان را راه نما است ، بگفتار و كردار از ايشان دانا و در وعد و گفت خود راست گوى ، در صفت بزرگوار و در وعد استوار ، راست گوى و راست كار ، كلبى گفت : كاف لخلقه ، هاد لعباده ، يده فوق ايديهم ، عالم بتربيته ، صادق فى وعده . مهمها را كافى است و وعده را وافى و راه نماى بندگان و دل گشاى ايشان ، به قدر از همه برتر ، بذات و صفات زور « 1 » ، عالم باسرار بندگان و سازندهء كار ايشان در دو جهان ، راست گوى و راست كار و راست دان . « كهيعص » . كسايى و ابو بكر هاء و ياء هر دو بامالت خوانند ابو عمرو هاء بامالت خواند و ياء نه ، ابن عامر و حمزه ياء بامالت خوانند و هاء نه ، نافع هر دو بين الفتح و الكسر خواند على مذهبه فى الامالة ، باقى همه به تفخيم خوانند بى امالت . « ذِكْرُ رَحْمَتِ » خبر مبتداء محذوفست و در آيت تقديم و تأخير است ، اى - هذا الّذى نتلوه عليك ذكر ربك عبده زكريا برحمته . به اين قول رب فاعل ذكر است و عبده مفعول است مىگويد : اين قصه كه بر تو ميخوانيم ياد كرد خداوند تو است بنده خود را زكريا برحمت خويش ، يعنى كه - برحمت خويش ذكر وى كرد و قصهء وى گفت . و روا باشد كه تمامى سخن در « إِذْ نادى رَبَّهُ » بود ، اى - دعاء زكريا ربه كان من رحمة ربك و الهامه ايّاه ، مىگويد : دعاء زكريا و اجابت كه از حق يافت رحمتى بود كه خداوند تو بر وى كرد ، و الهام كه وى را داد . انگه قصه در گرفت و گفت : « إِذْ نادى رَبَّهُ » - اى دعا ربه فى محرابه ، . « نِداءً خَفِيًّا » اى - دعا سرّا - بر خواند خداوند
--> ( 1 ) - زور - كذا فى النسختين بمعنى زبر