عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

94

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

« إِذْ رَأى ناراً » آنكه كه آتش ديد . « فَقالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا » زن خويش را گفت درنگ كنيد . « إِنِّي آنَسْتُ ناراً » كه من از دور آتشى ديدم ، « لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ » تا مگر من شما را پاره‌اى آتش آورم ، « أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدىً » ( 10 ) يا بر روشنايى آن آتش راه يابم . « فَلَمَّا أَتاها » چون آمد به آن آتش . « نُودِيَ يا مُوسى » ( 11 ) آواز دادند او را كه يا موسى . « إِنِّي أَنَا رَبُّكَ » من خداوند توام ، « فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ » نعلين از پاى بيرون كن ، « إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً » ( 12 ) تو بوادى مقدسى ، [ آن وادى پاك كرده و برو آفرين كرده ] . « وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ » و من بگزيدم ترا ، [ از خلق زمين پيغامبرى را ] « فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى » ( 13 ) گوش ميدار سخنى كه با تو گفته آيد و به گوش تو رسانيده آيد . « إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ » من كه منم اللّه‌ام ، « لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي » نيست خدا مگر من مرا پرست ، « وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي » ( 14 ) و نماز بپاى مىدار ياد كرد مرا [ بر دوام دار ] . « إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ » رستاخيز آمدنى است ، « أَكادُ أُخْفِيها » كاميد من كه آن پنهان داريد [ از خود تا بخلق رسد ] « لِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعى » ( 15 ) تا پاداش دهند هر تنى را به آنچه ميكرد . « فَلا يَصُدَّنَّكَ عَنْها » باز مگرداند ترا از گرويدن برستاخيز ، « مَنْ لا يُؤْمِنُ بِها » آن كس كه ناگرويده است به آن ، « وَ اتَّبَعَ هَواهُ » و بر پى دل آورد خويشست « فَتَرْدى » ( 16 ) كه تباه شوى « وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى » ( 17 ) و آن چه چيز است بدست راست تو اى موسى ؟ « قالَ هِيَ عَصايَ » گفت آن عصاى منست ، « أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها » ايستاده بر آن خسبم « وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِي » و به اين عصا برگ درخت بر گلهء خويش ريزم ،