عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

50

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

وى تحرّكى و آرزويى پديد آيد فرا آن طعام و اگر چه از آن ممتنع باشد كه طبع بشرى و جبلّت اصلى بر آن آفريده‌اند . حسن بصرى رحمة اللَّه عليه از اينجا گفت : امّا همّ يوسف فما طبع عليه الرّجال من شهوة النّساء من غير عزم على - الفاحشة . و قال الجنيد : تحرّك طبع البشريّة من يوسف و لم يعاونه طبع العادة و العبد فى تحريك الخلقة فيه غير مذموم و فى مقاربة المعصية مذموم و ذكر اللَّه سبحانه عن يوسف همّة على طريق المحمدة لا على طريق المذمّة . جنيد گفت : ذكر همّت يوسف در اين آيت بر طريق محمدت است نه بر طريق مذمّت ، يعنى كه پسنديده و نيكو بنده‌اى باشد كه طبع بشرى بى كسب وى فرا حركت و خطرت آرند وانگه قصد و عزم كه كسب و اختيار وى است فرا آن نه پيوندد و آن را مدد ندهد ، آن گه گفت : « لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ » اگر نه برهان و حجّت اللَّه تعالى بودى از يوسف قصد و عزم بودى ، چنانك از زليخا . قومى گفته‌اند و لقد همّت به اينجا سخن تمام شد . بر سبيل ابتدا : گويى « وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ » . و در آيت تقديم و تأخير است ، تقديره لولا ان راى برهان ربّه لهمّ بها و لكنّه راى البرهان فلم يهمّ ، و اين قول اگر چه در اعراب ضعيف است از روى معنى نيكوست و پسنديده ، از بهر آنك بتعظيم انبيا نزديك‌تر است و به حال ايشان سزاتر و بر خلق خدا فرض است بايشان ظنّ نيكو بردن و محاسن ايشان باز گفتن و زلّات صغاير اگر چه به حكم بشريّت بر ايشان رواست بر وجه نيكوترين تأويل آن پديد كردن و بعبارتى كه بحرمت عصمت نزديك‌تر باشد ادا كردن . و در خبرست كه مردى گفت : يا رسول اللَّه انّ امرأتى لا تدع عنها يد لامس احتمال كند كه لمس اينجا كنايتست از جماع چنانك در آن آيت گفت « أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ » بقول بعضى فقهاء ، و محتمل بود كه - لمس - بمعنى طلب است چنانك در اين آيت گفت : « وَ أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ » اى طلبنا السّماء . و معنى الحديث انّ امرأتى لا تردّ يد طالب حاجة صفرا يشكو تضييع ماله ، بيشترين علماء بر آنند كه اين