عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

29

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

او به حال گردانى خود اوست چنان كه خواهد آن دلها مىگرداند ، يكى راست ميدارد تا ايمان مىآرد ، يكى كژ ميدارد تا كافر ميگردد . اينست كه مصطفى ص گفت : - يقلّبه كيف يشاء ، ان شاء اقامه و ان شاء ازاغه . ابن عباس گفت - يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ اى يحول بين الكافر و طاعته و بين المؤمن و معصيته ، كراهيت دارد از كافر طاعت او چنان كه كراهيت دارد از مؤمن معصيت او ، پس جدايى افكند ميان معصيت و روشنايى دل مؤمن ، و جدايى افكند ميان طاعت و تاريكى دل كافر . طاعت كافر را ميگويد : وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً . و معصيت مؤمن را ميگويد : فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ ، و قيل يحول بين الانسان و مراده و ما يؤمّل فى حياته و ما يسوّف به نفسه بالموت . مردم امل دراز در پيش نهد ، و ساختن ساز راه آخرت در تأخير و تسويف مىافكند ، كه - آرى تا فردا - او دل در ان بسته كه روزگار دراز او را عمر خواهد بود و هر چه ساختنى است بتضاعيف روزگار ميسازد ، و خود از مرگ ياد نيارد ، و بخاطر وى نگذرد ، تا ربّ العزّه ناگاه او را گيرد ، روزگارش برسد و عمرش نماند ، و از ان مرادها همه باز ماند و ناساخته و توبه از معصيت ناكرده و عذر ناخواسته از دنيا بيرون شود . اينست كه ميگويد يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ جايى ديگر ميگويد : وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ . گفتى بكنم كار تو بنوا فردا * و آن كيست ترا ضمان كند تا فردا مصطفى ص گفت : بر هيچ چيز از شما چنان نترسم كه از دو خصلت : يكى از پس هوا فروشدن و ديگر امّيد زندگانى دراز داشتن . و خبر درست است كه اسامة بن زيد معاملتى كرد تا يك ماه رسول خدا گفت : انّه لطويل الامل ، اسامه نهمار « 1 » دراز اميد است در زندگانى ! كه تا يك ماه معاملت كرد . به آن خدايى كه نفس من بيد اوست كه چشم برهم نزنم كه نپندارم كه پيش از گرفتن مرگ آيد ، و چشم از هم بر نگيرم كه نپندارم كه پيش از بر هم نهادن مرگ بينم . پس گفت : - اى مردمان اگر عقل داريد خويشتن را مرده انگاريد كه - به آن خدايى كه جان من بيد اوست كه آنچه شما را وعده داده‌اند بيايد ، و ازان خلاص نيابيد . عبد اللَّه مسعود گفت - رسول خدا خطّى مربّع كشيد و در ميان آن مربع خطّى راست كشيد و از هر دو جانب خطّهاى خرد كشيد و

--> ( 1 ) نهمار بسيار ، فراوان