عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

25

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

مزدور است ، و مراد همان مهمان ، مزد مزدور در خور مزدور است و نزل مهمان در خور ميزبان ، مهمان بستهء كاريست كه در سر آنست ديدهء او در ديده‌ورى عيان است ، جان او در سر مهر او تاوان است ، جان او همه چشم سرّ او همه زبان است ، آن چشم و زبان در نور عيان ناتوانست . وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً البلاء الحسن - توفيق الشكر فى المنحة و تحقيق الصبر فى المحنة ، و ما يفعل الحق فهو حسن من الحق ، لان له ان يفعله و هذا حقيقة الحسن و هو ما للفاعل ان يفعله . هر كرا كارى رسد و آن كار او را سزد آن از وى نكوست . هر چه از حق آيد و بر بندهء خويش راند ، از نعمت يا محنت راحت يا شدت ، همه نيكوست ، كه خداوند همه اوست . كس را بر وى چرا و چون نيست ، و آنچه وى كند به آفريدهء خويش از وى ستم نيست . و فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ ، در هر چه اللَّه كند وى را حجت تمام است كه آفريدگار و كردگار جهان و جهانيان است ، از نيست هست كننده و پديد آورنده و پادشاه بر بنده . إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ يك قول آنست كه اين خطاب با مؤمنان است ، و از خدا منت بر ايشان است . ميگويد : نصرت خواستيد بر دشمن نصرت دادم ، كار فرو بسته بر شما بگشادم . دعا كرديد نيوشيدم ، عطا خواستيد بخشيدم ، كردار شما را پسنديدم ، و عيبها پوشيدم . همانست كه در آن اثر بيامد ؛ ناديتمونى فلبيتكم ، سألتمونى فاعطيتكم ، بارزتمونى فامهلتكم ، تركتمونى فرعيتكم ، عصيتمونى فسترتكم ، فارجعتكم الى قبلتكم ، و ان ادبرتم عنى انتظرتكم ، انا اكرم الاكرمين و ارحم الراحمين . وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ الاية . . . من اقصته سوابق القسمة لم تدنه لواحق الخدمة لو كانوا من متناولات الرحمة لالبسهم صدار العصمة و لكن سبق بالحرمان حكمهم فختم بالضلال امرهم . آه از قسمتى در ازل رفته ، قسمتى نه فزوده نه كاسته ، يكى رانده و حبلش گسسته ، يكى شسته و كردار او شايسته ، اين بايسته و آن نابايسته ! چه توان قاضى در ازل چنين خواسته ! ؟ آه از فردا روز كه نابايسته را درخت نوميدى ببر آيد ، و اشخاص بيزارى بدر آيد ، و از هدم عدل گرد نوايست بر آيد . آنت فضيحت