عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
24
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
نه از قوت و جلادت ايشان . وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ از آسمان باران فروگشادند تا از حدث و جنابت پاك شدند . و از چشمهء معرفت آب يقين در دل ايشان گشادند تا از وساوس شيطان و هواجس نفس بيزار گشتند . وَ لِيَرْبِطَ عَلى قُلُوبِكُمْ وَ يُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدامَ ربطهء عصمت بر دل ايشان بستند ، و بقيد تثبيت باطنهاى ايشان استوار كردند ، و بشمع عنايت سرهاشان بيفروختند تا به مقصود رسيدند . وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى - اذ رميت - فرق است ، و لكن اللَّه رمى - جمع است . فرق صفت عبوديت است و جمع نعت ربوبيت . فرق بى جمع به كار نيست و جمع بىفرق راست نيست . فرق محض بىجمع معتقد قدريان است ، جمع محض بىفرق دين جبريان است ، فرق و جمع هر دو بهم راه سنّيان است و حق آنست . قدريان ايشانند كه خود را استطاعت و اختيار نهند و از خود قدم فرا پيش ننهند ، جبريان ايشانند كه در سياست جبروت دست و پاى خويش گم كنند ، سبب نه بينند و خود را اختيار ننهند ، سنيان ايشانند كه با ايشان گويند بر درگاه إِيَّاكَ نَعْبُدُ مىباشيد بمعاملت ، و در دل بر درگاه إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ خواهش و زارى و دعا كنيد . وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى اشارت بحقيقت افراد است و طريق اتحاد . ميگويد - مرادان ديگر همه بگذار ، گرفتار مهر ما را با غير ما چه كار ؟ يا محمد بكردار خود بر ما منت منه - توفيق ما بين ، به ياد خود مناز تلقين ما بين ، از نشان خود بگريز ، يكبارگى مهر ما بين . طريق اتحاد يگانگى است ، و با خود بيگانگى است ، از من و ما نشان دادن دوگانگى است ، و دوگانگى دليل بيگانگى است . دوگانگى آنجاست كه امروز و فرداست . موحد از امروز و فردا جداست . تا موحد سايهء خورشيد وجود نيافت از خود وانرست ، و تا از خود وانرست حق را نيافت . إِذْ رَمَيْتَ صفت مريد است بر راه تلوين نشسته و از حق با خود مىنگرد . وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى نعت مرادست از خويشتن برخاسته تمكين يافته و از حق به حق مىنگرد . پير طريقت گفت : مخلص همه ازو بيند ، عارف همه به او بيند ، موحّد همه او بيند ، هر هست كه نام برند عاريتى است ، هست حقيقى اوست ، ديگر تهمتى است ، مريد