عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
84
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
خبر داشت ، و پرده از روى كار برنداشت ، آن دليل بر خلق عظيم و حلم كريم وى . و نشان كمال حلم وى آنست كه روزى در مسجد مدينه نشسته بود ، اعرابيى درآمد از قبيلهء بنى سليم ، و در ميان جامهء خويش سوسمارى پنهان كرده بود ، و با رسول خدا سخن درشت گفت ، چنان كه اجلاف عرب گويند بىمحابا ، گفت : يا محمد به لات و عزى كه من هرگز كس از تو دروغ زنتر نديدهام ، نه از مردان نه از زنان . يا محمد بلات و عزّى كه در روى زمين بر من از تو دشمنتر كس نيست . عمر خطاب حاضر بود . از آن ناسزاى كه ميشنيد خشم گرفت ، برخاست ، گفت : يا رسول اللَّه ! دستورى ده تا اين دشمن خدا و رسول خدا بتيغ خويش سر بردارم ، و پشت زمين از نهاد وى پاك گردانم . يا رسول اللَّه ! آرام و سكون در دل عمر كى آيد ! و در تو سخن ناسزا از زبان بيگانه ميشنود ؟ رسول خدا نرمك فرا عمر گفت كه : يا عمر ساكن باش ، و او را يك ساعت به من فرو گذار . آن گه روى فرا اعرابى كرد ، گفت : اى جوانمرد ! اين سخن بدين درشتى چرا مىگويى ؟ نمىدانى كه من در آسمان و زمين امينم ؟ ! و پسنديدهء جهانيانم ؟ ! و دست مؤمنانم ؟ ! و تيمار بر ايشانم ؟ ! مرا زشت مگوى ، كه نه خوب بود . اعرابى از آن درشتى لختى را كم كرد ، گفت : يا محمد ! مرا ملامت مكن بر آنچه گذشت . بلات و عزّى كه به تو ايمان نيارم ، تا اين سوسمار براستى تو گواهى ندهد ! رسول خدا در آن سوسمار نگرست . سوسمار بتواضع پيش آمد ، و سرك ميجنبانيد كه : چه فرمايى يا محمد ؟ رسول گفت : « يا ضبّ من ربّك ؟ » اى سوسمار خداى تو كيست ؟ سوسمار به زبان فصيح جواب داد كه : خداى من جبّار كائناتست . خالق موجوداتست . مقدر احيان و اوقاتست . دارندهء زمين و سماوات است . فرمان و سلطان وى در آسمان و زمين و برّ و بحر و فضا و هوا روانست . آن گه گفت : « و من انا يا ضب » ؟ اى سوسمار ! من كهام كه ترا ازين پرسندهام ؟ گفت : « انت رسول رب العالمين ، و خاتم النبيين ، و