عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
46
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ - يوسف بن الحسين گفت : الطيبات من الرزق ما يبدو لك من غير تكلف و لا اشراف نفس ، طيبات رزق آنست كه از غيب درآيد و برضاى حق آيد ، بجان و دل قبول بايد ، و زاد راه دين را بشايد ، و گفتهاند : طيبات رزق آنست كه صفت طهارت يافته و عين نظافت گشته . و طهارت دو قسم است : يكى از روى ظاهر يكى از روى باطن ، و رموز هر دو قسم درين آيت روان است كه رب العزة گفت : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ الاية - طهارت ظاهر سه فصل است : يكى طهارت از نجاست . دوم طهارت از حدث و جنابت ، سيوم طهارت از فضولات تن ، چون ناخن و موى و شوخ و غير آن ، و هر يكى را ازين سه فصل شرحى و بيانى است بجاى ديگر گفته شود ان شاء اللَّه ، و طهارت باطن سه وظيفه است : اول طهارت جوارح از معصيت ، چون غيبت و دروغ و حرام خوردن و خيانت كردن و در نامحرم نگرستن ، چون اين طهارت حاصل شود بنده آراستهء فرمان بردارى و حرمتدارى گردد ، و اين درجهء ايمان پارسايان است نشان وى آنست كه همواره ذكر حق او را بر زبان است و ثمرهء وعده در دل ، و تازگى منت در جان ، پيوسته در عيادت بيماران ، و زيارت گورستان ، و بدعاء نيكان شتابان ، و فرا بهشت يازان . وظيفه دوم طهارت دل است از اخلاق ناپسنديده چون عجب و حسد و كبر و ريا و حرص و عداوت و رعونت . عجب آئينهء دوستى خراب كند . حسد قيمت مردم ناقص كند . كبر آيينهء دل تاريك كند . ريا چشمهء طاعت خشك كند . حرص حرمت مردم نهد . عداوت آب الفت باز بندد . رعونت ميخ صحبت ببرد . بنده چون ازين آلايشها طهارت يافت ، در شمار متقيان است . نشان وى آنست كه از رخصت بگريزد ، و در شبهت نياويزد ، پيوسته ترسان و لرزان و از دوزخ گريزان ، بلقمهاى و خرقهاى راضى ، جهان بجهانيان باز گذاشته ، و خود را در بوتهء اندوه بگداخته . ايمان مايهء وى ، تقوى زاد وى ، گور منزل وى ، آخرت مقصد وى . با اينهمه پيوسته به زبان تضرع ميزارد ، و