عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
47
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
ميگويد : الهى ! هر كس بر چيزى ، و من ندانم كه بر چهام ، بيمم همه آنست كه كى پديد آيد كه من كهام ؟ الهى ! پيوسته در گفت و گويم ، تاوا ننمايى « 1 » در جست و جويم ، از بيقرارى در ميدان بىطاقتى ميپويم ، در ميان كارم ، اما بويى نميبويم الهى ! مركب وا ايستاد ، و قدم بفرسود ، همراهان « 2 » برفتند ، و اين بيچاره را جز تحير نيفزود : قد تحيرت فيك خذ بيدى * يا دليلا لمن تحير فيكا وظيفهء سيوم طهارت سراست از هر چه دون حق ، يقول اللَّه عز و جل : قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ . اين طهارت امروز حليت ايشانست كه فردا جام شراب طهور در دست ايشان است . امروز نور اميد در دلشان مىتاود و فردا نور عيان در جان . امروز از شوق آب جگر در ديده روان ، و فردا آب مشاهدت در جوى ملاطفت روان . امروز صبح شادى از مطلع آزادى برآمده ، و فردا آفتاب عنايت در آسمان معاينت ترقى گرفته . نشان اين طهارت آنست كه مهر دنيا بشويد ، و رسوم انسانيت محو كند ، و حجاب تفرق بسوزد ، تا دل در روضهء انس بنازد ، و جان در خلوت عيان با حق پردازد . نكو گفت آن جوان مرد كه : آخر روزى ازين طبل برآيد آوازى ، و از آن كريم باشد واجان « 3 » محب رازى ، عجب كارى و طرفه بازاى ! اينست مؤانست من غير مجانست ، چون همجنسى « 4 » نيست اين انس چيست ؟ چون هم كفوى « 5 » نيست اين مهر چيست ؟ چون تو او را نديدهاى اين بىطاقتى چيست ؟ چون شراب در عنب است اين هستى چيست ؟ چون انتظار همه محنت است اين شادى دل چيست ؟ چون ديدهء سر ازو محجوب است اين وجد چون آتش چيست ؟ چون اين طريق همه بلاست در ميان بلا اين لذّت چيست ؟
--> ( 1 ) - نسخهء الف : وا نمايى . ( 2 ) - نسخهء الف : هام راهان . ( 3 ) - نسخهء ج : فا جان با جان . ( 4 ) - نسخهء الف : هام جنسى . ( 5 ) - هام كفوى .