عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
336
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
اين سخن كه محمد ميخواند سخنى شيرين و پر آفرين است ، بالاش چون درخت ميوهدار ، و زير چون چشمهء آب حيات . به ظاهر چنين ميگفت ، و باطنى داشت خراب كه حرفى از آن بدل خود راه مىنداد ، تا بدانى كه اعتبار به باطن است ، و حقيقت اين كار يافت است و قبول . اگر هزاران كس بعمارت ظاهر مشغول شوند ، آن عمارت ايشان خرابى يك دل جبر نكند ، و به كار نيايد ، و اگر يك دل آبادان بود ، پاسبان اقليمى باشد ، همه را در حمايت عز خويش گيرد . وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ يَنْأَوْنَ - از روى اشارت خبر ميدهد از قومى كه ديگران را پند دهند ، و خود پند نپذيرند . از روى ظاهر خلق خداى بر طاعت ميخوانند ، و از روى باطن با حق مخالفت ميكنند . همانست كه گفت جاى ديگر : لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ ؟ أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ ؟ ! لا تنه عن خلق و تأتى مثله * عار عليك اذا فعلت عظيم ! مجاهد گفت : وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ يَنْأَوْنَ عَنْهُ - يعنى ينهون عن الذكر ، و يتباعدون عنه . اشارت است بقومى كه به راه تقوى نروند ، و مردم را نيز از آن باز دارند . خود معصيت كنند ، و سبب معصيت ديگران شوند . خود بيراه شوند ، و ديگران را بيراه كنند . « ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا كَثِيراً » . لا جرم فردا هم وزر خود هم وزر ديگران بر گردن ايشان نهند . اينست كه گفت تعالى و تقدس : وَ لَيَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَ أَثْقالًا مَعَ أَثْقالِهِمْ . بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ - اشارت است بروز رستاخيز كه روز كشف احوال است ، و اظهار اسرار . يوم تبلى السرائر و تظهر الضمائر . بسا كه در دنيا در شمار زاهدان بودند ، و رنگ دوستان و لباس آشنايان پوشيدند ، و آن روز داغ شقاوت بر پيشانى خويش بينند ، و در منزل بيگانگانشان فرود آرند ، و بسا كسا كه تو او را خليع العذار شناختى ، رهين الاغلال دانستى ، در دنيا بىسر و بىسامان ، بى كس و بىنام ،