عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

328

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

اى كتبت ، و مستطر اى مكتتب . كسايى گفت : هو جمع الجمع سطر و سطور ، و جمع السطور اساطير . اين آيت حجت است بر قدريه و معتزله به آنكه اضافت فعل شر با خلق ميكنند ، و وجه حجت بر ايشان آنست كه اللَّه گفت : وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ جعل از دو بيرون نيست ، يا بمعنى خلق است يا بمعنى صيّر . اگر بمعنى خلق است پس اقرار دادند كه اللَّه خالق شرّ است كه آن اكنه كه ايشان را از فقه مىباز دارد ، و آن وقر كه حائل است ميان ايشان و ميان استماع حق ، لا محاله شرى است ، و صريح بگفتند كه اللَّه خالق آنست . و اگر جعل بمعنى صيّر نهند ، در مسألهء قرآن ايشان را لازم آيد و قول ايشان بخلق قرآن باطل گردد . پس بهر دو معنى بر ايشان حجت است . قوله وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ - مقاتل گفت : اين در شأن بو طالب عبد المطلب آمد . نام وى عبد مناف بن شيبه ، مردمان را از رنجانيدن رسول خدا ( ص ) باز ميداشت ، و خود او را تصديق نميكرد ، و اين آن بود كه قريش بخانهء بو طالب گرد آمدند ، و گفتند : اى سرور عرب و اى سالار قريش ! اين برادر زادهء تو دين نو آورده است ، و آئين نو نهاده است ، و مردمان را از دين پدران مىبرگرداند ، يا او را از اين كار باز دار ، يا او را بدست ما بازده ، تا خلق را از فتنهء وى باز رهانيم ، بو طالب گفت : مالى عنه صبر . من اين نتوانم ، كه من از وى يك ساعت نشكيبم . او روشنايى چشم من است و ميوهء دل . ايشان گفتند : هر كدام يكى كه خواهى ازين جوانان و برنايان « 1 » ما اختيار كن ، و بجاى وى بپسند ، تا به تو دهيم ، و دست ازو بدار . بو طالب گفت : نماز شام كه شتران چرنده بمراح خويش باز آيند ، شتر بچه‌اى از مادر خود باز گيريد ، و ديگرى را بجاى وى بوى نمائيد . اگر بوى آرام گيرد ، من نيز محمد را بشما دهم ، و با ديگرى آرام

--> ( 1 ) - نسخهء ج : ورنايان .