عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
315
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
بمعنى دين و اسلام است ، بقول ايشان اين مناقض است مر آن را كه مصطفى ( ص ) گفت : « الشقى من شقى فى بطن امه ، و النطفة اذا انعقدت بعث اللَّه اليها ملكا يكتب اجله و رزقه ، و شقى او سعيد ، و انه مسح ظهر آدم ، فقبض قبضة ، فقال : الى الجنة برحمتى ، و قبض اخرى فقال الى النار و لا ابالى » . و بمذهب اهل سنت اينجا به حمد اللَّه هيچ تناقض نيست ، از بهر آنكه معنى فطرت نه اسلام است كه ايشان ميگويند ، بلكه ابتداء خلقت است ، قال اللَّه تعالى : فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ اى مبدءها و منشئها ، و قال تعالى : فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها اى خلقة اللَّه التي خلق الناس عليها فى الابتداء . و آن فطرت آن عهد است كه روز ميثاق بر فرزندان آدم گرفت ، و گفت : « أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ » ؟ ايشان گفتند : « بلى » . اكنون هر فرزند كه در اين عالم بوجود آيد ، بر حكم آن اقرار اول آيد ، و مقر باشد كه او را صانعى و مدبرى است ، هر چند كه او را بنامى ديگر ميخواند ، يا غير او را مىپرستد . در اصل صانع خلاف نيست ، يقول اللَّه تعالى : وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ . خلاف در صفت مىافتد ، بعضى مر صانع را صفت كنند به چيزى كه نه سزاى وى آنست ، و بعضى غير او را مىپرستند تا سبب تقريب ايشان بود بوى ، و بعضى غير صانع بصانع اضافت ميكنند چون زن و فرزند تعالى اللَّه عن جميع ذلك علوا كبيرا . اكنون هر مولود كه اندرين عالم ، مىگويد بر آن عهد و ميثاق و گفتار اول مىآيد ، كه آن روز گفت : بلى ، و ازينجا گفت مصطفى ( ص ) حكايت از كردگار جل جلاله و عم نواله كه : « خلقت عبادى حنفاء ، فأحالتهم الشياطين عن دينهم ، ثم تهوّد اليهود ابناءهم ، و تمجّس المجوس ابناءهم ، اى يعلّمونهم ذلك » . ميگويد : من بندگان را بر حكم اقرار اول آفريدم ، شياطين ايشان را از دين بيفكندند . جهودان مر پسران خود را جهودى مىآموزند ، و گبران همچنين پسران را گبرى مىآموزند ، و از آن اقرار و عهد مىبر - گردانند . جهود فرزند خويش را جهودى آموزد ، اما جهود نكند ، و نتواند ، بلكه خداى