عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

314

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا پس گوئيم ايشان را كه مشرك بودند أَيْنَ شُرَكاؤُكُمُ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ ( 22 ) كجااند اين انبازان با من كه مىگفتند بدروغ . ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ آن گه نبود عذر ايشان كه گويند إِلَّا أَنْ قالُوا مگر آنكه گويند وَ اللَّهِ رَبِّنا و باللّه خداوند ما ما كُنَّا مُشْرِكِينَ ( 23 ) كه ما هرگز انبازگيران نبوديم با خداى . انْظُرْ درنگر يا رسول من ! كَيْفَ كَذَبُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ چون دروغ گفتند بر خويشتن ! وَ ضَلَّ عَنْهُمْ و چون گم گشت ازيشان ما كانُوا يَفْتَرُونَ ( 24 ) آنچه بدروغ در دنيا ميگفتند [ و مىورزيدند و در آن بودند ] ! النوبة الثانية قوله تعالى : قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا - نزول اين آيت به آن بود كه كافران قريش رسول ( ص ) را دعوت كردند با دين پدران خويش ، رب العالمين بجواب ايشان اين آيت فرستاد كه : يا محمد ! ايشان را بگو كه جز از اللَّه خداى گيرم بمعبودى ؟ يا كردگارى شناسم به كار رانى ؟ يا مولايى پسندم بنگهبانى ؟ يعنى نكنم اين ، و نپسندم چنين ، كه كردگار و آفريدگار آسمانها و زمين خداست . « فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » اى خالقهما ابتداء و انشاء . و حقيقت فطرت ابتداء خلقت است . ابن عباس گفت : معنى فطرت نمى - دانستم ، تا آن گه كه دو اعرابى خصومت گرفتند در چاهى ، يكى گفت : انا فطرتها ، يعنى أنشأت حفرها ابتداء ، فعلمت انه مبتدى الخلقة ، و منه قول النبى ( ص ) : « كل مولود يولد على الفطرة » . درين خبر اشكالى است و غموضى ، كه لا بد است كشف آن كردن ، و پردهء غموض از روى آن برگرفتن ، و بيان كردن ، و آن آنست كه بنزديك اهل قدر فطرت درين خبر