عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

301

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

النوبة الثانية قوله تعالى : أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ - اين رؤيت علم و اخبار است ، كافران مكه را ميگويد : نمىدانند و خبر نكرده‌اند ايشان را كه ما پيش از ايشان از عهد آدم تا به نوح ، و پس از نوح از عاد و ثمود و امثال ايشان از آن جهانيان و جهان - داران چند هلاك كرديم ، پس از آنكه ايشان را دسترس داديم ، و در زمين ممكّن گردانيديم ، با خواستهء فراوان و تن‌ها آبادان ، و زندگانى دراز ، و بطش تمام ، و تمكين در بلاد و اقطار . قرن نامى است گروهى را كه در يك عصر باشند بهم مقترن ، پيوستهء يكديگر ، و در ميان ايشان پيغامبرى بود ، يا خليفه‌اى كه بجاى پيغامبر بود ، يا طبقه‌اى از اهل علم كه مرجع دين در آن با ايشان بود ، تا اين طبقه و آن گروه بر جاى باشند پيوستهء آن را قرن گويند ، اگر روزگارشان دراز بود يا اندك هر دو يكسان بود ، و دليل بر اين قول مصطفى ( ص ) است : « خيركم قرنى » يعنى اصحابه ، « ثم الذين يلونهم » ، يعنى التابعين ، « ثم الذين يلونهم » يعنى الذين اخذوا عن التابعين . و روا باشد كه روزگارى بر شمرده آن را نامزد كنند ، پس اختلافست ميان علما در كميت آن . قومى گفتند : هشتاد سال . قومى گفتند : هفتاد . قومى گفتند : شصت . قومى گفتند : چهل ، و اصحاب حديث بيشترين بر آنند كه صد سال بود ، لقول النبى ( ص ) لعبد اللَّه بن بسر : « يعيش قرنا » ، فعاش مائة سنة . مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ ما لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ - حقيقت تمكين راست داشتن آلت و عدت و قوت است . اگر كسى قدرت كتابت دارد ، و آلت و ساز آن ندارد ، متمكن نبود ، چون ساز و آلت راست شد تمكن حاصل شد ، و تعذر برخاست ، پس قدرت ضد عجز است ، و تمكن منافى تعذر . و قيل : مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ ما لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ اى اعطيناهم من