عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

23

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

بداند . نه كس را بر علم وى اطلاع ، نه برخواست وى اعتراض ، نه از حكم وى اعراض : شهريست بزرگ و من به دو درميرم * تا خود زنم و خود كشم و خود گيرم . و فى بعض الكتب : « عبدى يريد و أريد ، و لا يكون الا ما اريد . فان رضيت بما اريد كفيتك ما تريد ، و ان لم ترض بما اريد اتعبتك فيما تريد ، ثم لا يكون الا ما يريد » ، و فى معناه انشدوا : سيكون الذى قضى * سخط العبد ام رضى فدع الهم يافتى * كل هم سينقضى . يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ - معالم شريعت است ، و محاسن طريقت ، و امارات حقيقت ، و دلالات قدرت و حكمت . ميگويد : هر چه نشان ما دارد حرمت داريد ، و بتعظيم در آن نگريد ، و بفرمانبردارى پيش شويد ، تا برخوردار گرديد . وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا - اشارتست كه بنده هميشه در تحت امر حق ما نتواند بود ، پيوسته بار وجود ما نتواند كشيد . ساعتى در اداء حق ربوبيت ، ساعتى در استجلاب حظ عبوديت . وقتى چنين ، وقتى چنان ، تابنده بياسايد و زندگى كند ميان اين و آن ، از اينجا گفت مصطفى ( ص ) : « حبب الى من دنياكم ثلاث : الطيب و النساء و قرة عينى فى الصلاة » . پير طريقت گفت : اليه ! چون از يافت تو سخن گويند ، از علم خويش بگريزم ، بر زهرهء خويش بترسم ، در غفلت « 1 » آويزم ، نه در شك باشم اما خويشتن در غلطى افكنم ، تا دمى بر زنم . وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى - ميگويد : در بر و تقوى همه دست يكى داريد . هم پشت و هم روى باشيد « 2 » و هر جاى كه مسلمانان در امر و نهى و در بر و تقوى جمع آيند ، خود را

--> ( 1 ) - نسخهء ج : عقلت . ( 2 ) - الف : هام پشت و هام روى بيد .