عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

24

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

در ميان جمع و جماعت افكنيد ، تا برحمت حق توانگر شويد . مصطفى ( ص ) گفت : « الجماعة رحمة ، و يد اللّه على الجماعة » . عبد اللَّه مبارك گفت : بمشعر حرام رسيدم ، خوابى عظيم بر من غالب شد ، فريشته‌اى را ديدم كه گفت : اى عبد اللَّه سيصد هزار خلق در موسم‌اند ، و حج يك كس پذيرفتند . گفتار بر دلم صعب آمد اين سخن . دلتنگ و اندوهگن شدم . هاتفى آواز داد كه : اى عبد اللَّه دلتنگ مشو كه ديگران را جمله بطفيل وى بيامرزيدند تا بدانى كه بركت جمع عظيم است ، آخر يك صاحب دولت برآيد در ميان جمع كه كيمياء « 1 » هدايت بود ، همه را برنگ خود كند . وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى - همه را بر و تقوى ميفرمايد ، اما قومى را راه اثم و عدوان در پيش مىنهد ، و از بر و تقوى برميگرداند ، كار نه آن دارد كه بر خواند ، كار آن دارد كه كرا در گذارد ، و كرا پسندد . مقبولان حضرت ديگرانند ، و مطرودان قطيعت ديگر . باردادگان ادْخُلُوها بِسَلامٍ ديگرند ، و محرومان اخْسَؤُا فِيها ديگر . ميگويد جل جلاله : أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا . خلقت الخير و قدرته ، فطوبى لمن خلقته للخير ، و اجريت الشر على يديه . وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى - گفته‌اند كه : بر اينجا موافقت شرع است در اميد نجات عقبى ، و تقوى مخالفت نفس است در طلب رضاى مولى ، و اثم مخالفت شرع است در طلب حطام دنيا ، و عدوان موافقت نفس است در معصيت مولى . گفته‌اند : معاونت بر برّ و تقوى آنست كه خود بر جادهء دين بر استقامت روى ، و سيرت بر طريقت پسنديده دارى ، تا ديگران بر تو اقتدا كنند ، و بر سنن صواب بر اتباع تو راست روند ، و معاونت بر اثم و عدوان آنست كه راه كژ گيرى ، و سنّت بد نهى ، تا ديگران بر راه تو روند ، و خلق بد گيرند . اينست كه مصطفى ( ص ) گفت : « من سن سنة حسنة فله اجرها و اجر من عمل بما الى يوم القيامة ، و من سن سنة سيئة فعليه وزرها و وزر من عمل بها الى يوم القيامة » .

--> ( 1 ) - نسخهء ج : آزمايش .