عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

282

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

محتاج خورد و خواب ، گرفته نان و آب ، نابودهء دى ، بيچارهء امروز ، نايافت فردا ، و نفس خالق ازلى و سرمدى بوده و هست ، و بودنى بى كى و بى چند و بى چون ، نه حال گرد نه حال گير ، نه نونعت نه تغيير پذير ، نه متعاور اسباب ، نه محتاج خورد و خواب ، هرگز كى ماننده بود نفس كرده به نفس كردگار . اين مجبور و او جبار ، اين مقهور و او قهار ، اين نبود و پس ببود ، او هرگز نبود كه نبود و هرگز نبود كه نخواهد بود . شيخ الاسلام انصارى را پرسيدند : چه گويى ايشان را كه گويند : ما صفات خداى بشناختيم ، و چونى بينداختيم ، جواب داد كه : صواب آنست كه گويند : ما صفات اللَّه را بشنيديم ، و چونى بينداختيم ، كه اين مىببايد شنيد نه مىببايد شناخت ، مسموع است نه معقول ، مسموع ديگر است و معقول ديگر ، ما در صفات اللَّه بر مجرد سمع اقتصار ميكنيم ، و اگر خواهيم كه در شيوهء اعتقاد در صفات اللَّه از مقام سمع قدم فراتر نهيم نتوانيم ، هر چه خدا و رسول گفت بر پى آنيم . فهم و وهم خود گم كرديم ، و صواب ديد خود معزول كرديم ، و خود را باستخذا بيوكنديم ، و باذعان گردن نهاديم ، و بسمع قبول كرديم ، و راه تسليم سپرديم . هر كه اللَّه را مانندهء خويش گفت ، او اللَّه را هزار انباز بيش گفت ، و هر كه صفات اللَّه را تعطيل كرد ، او خود را در دو گيتى ذليل كرد . هر كه اثبات كرد خداى را ذات و صفات خود را ، درخت بيروزى گشت و نجات . « آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا » . امنا بما انزلت و اتبعنا الرسول فاكتبنا مع الشاهدين . تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ . خدايا ! تو دانى كه در نهاد پسر مريم چه تركيب كردى . تو دانى كه در احوال وى چه راندى . تو از اسرار و نعوت وى خبر دارى . وى را در سراپردهء غيب تو راه نيست : إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ . ما قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا ما أَمَرْتَنِي بِهِ - خداوندا ! ما كمر امتثال فرمان بر ميان داشتيم . رقاب ما در ربقهء طاعت بود . به حكم فرمان اداء رسالت كرديم . سخن ما بايشان