عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

283

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

اين بود كه : أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ چون صحيفهء حيات ما در نوشتى ، و نوبت عمر ما بسر آمد ، و از عالم فنا با عالم بقا آوردى ، بنده را از حال ايشان آگاهى نبود ، تو دانى كه ايشان چه كردند و چه گفتند ، از اسرار و احوال ايشان تو خبر دارى . اكنون فذلك حساب ، و باقى كار با دو حرف آمد : إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ . اگر شان عذاب كنى بندگان تواند و اگر شان بيامرزى بيچارگان تواند . اگر خلعت رضا پوشى عاشقان كوى تواند ، و اگر داغ هجر بر ايشان نهى مصيبت زدگان راه تواند . اگر بفردوس شان فرود آرى نواختگان فضل تواند ، ور بزندان هجرشان باز دارى كشتگان تيغ قهر تواند . خداوندا ! اگر شان عذاب كنى ايشان سزاء آنند ، ور بيامرزى تو سزاء آنى . اگر بيامرزى ترا خود زيان نميدارد كه تو آن عزيزى كه گفت و كفر كافران و توحيد موحدان به نسبت با جلال عزّ تو يكسانست ، نه از توحيد موحدان حضرت ترا كمالست ، نه از كفر كافران درگاه ترا نقصان . ايشان آن كردند كه از ايشان آيد ، تو آن كن كه از تو آيد .