عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

22

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و بگوشه‌اى باز ميشد درمانده و حيران ، همى گفت مادر را كه مرا خواب ميآيد . مادر دانست كه كودك را ترس عتاب مادر است ، گفت : اى جان مادر ! بيا كه ما ترا بدر آن گه فرستاديم كه آب و صابون بدست بنهاديم ، كه ما دانستيم كه از تو چه آيد . حال آدمى همين است چون آن نقطهء دولت و صفى مملكت را از كتم عدم بحيز وجود آوردند ، فرياد از جان پاكان و مقدسان برآمد ، و تيرهاى انكار در عالم جعليت ميكشيدند كه : أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها ؟ قومى را مىآفرينى كه لباس الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ بدود معصيت و غبار شرك سياه كنند ! و پردهء حرمت از جمال چهرهء ايمان بردارند ! خطاب آمد كه : آرى آنچه تعبيهء صدف اين اسرار است ما دانيم ، كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ ، ايشان عزيز كردگان الطاف عزت آمدند ، ما ايشان را به لباس عصمت و طيلسان امانت بعالم آلايش وقتى فرستاديم كه آب مغفرت با صابون رحمت بدست نهاده بوديم . يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا - يا من دخلوا فى امانى ، و ما وصلتم الى امانى الا بسابق احيانى ، يا من خصصتهم ببرى و مشاهدتى ، لا تكونوا كمن اعميتهم عن مشاهدتى و مطالعة برى ! بندگان را بنداء كرامت برخواند ، آن گه فرمان داد كه : أَوْفُوا بِالْعُقُودِ بوفاى پيمان باز آييد ، و عقدى كه بستيد و عهدى كه كرديد بر سر آن عهد باشيد . بندهء من ! برابر تو دو پيمانست : يكى اجابت ربوبيت ما ، ديگر تحمل امانت ما . در اجابت ربوبيت مخالفت مكن . در تحمل امانت خيانت مكن . اكنون كه بخدايى ما اقرار دادى ، كار بر ديگرى حوالت مكن و در حلال و حرام اشارت جز فرا شريعت مكن . أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ - حيوانات بعضى حلال است و بعضى حرام . بعضى كشتن آن رواست و آن را جرمى نه ، بعضى كشتن آن نه رواست و طاعتى در ميان نه ، تا بدانى كه صنع او را علت نه ، و حكم او را مردّ نه ، و دريافت آن بعقل راه نه . إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ ما يُرِيدُ - حكم كند چنان كه خود خواهد ، و آن خواهد كه خود