عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

236

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

بيفكنند تا زير هر خسى پست شوند ، و از بند هر زنگى بيرون آيند ، و خود را ناچيز شمرند . تا تو اندر بند رنگ و طبع و چرخ و كوكبى * كى بود جائز كه گويى دم قلندروار زن وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ احْذَرُوا الاية - مرد بايد كه در راه شرع همگى وى عين فرمان گردد ، و يك چشم زخم در وقت فرمان تأخير و مخالفت روا ندارد . چنان كه حكايت كنند كه يكى از خلفا وقتى بر وى مسأله مشكل شده بود كس فرستاد به شافعى تا حاضر شود . چون كس خليفه پيش شافعى رسيد ، او را ديد كه دستار را مىپيچيد . گفتا : فرمان امير المؤمنين است كه بيايى . شافعى دندان فراز كرد ، و موافقت فرمانرا آنچه از آن دستار ناپيچيده مانده بود فرو دريد ، و بپايان نبرد ، كه در فرمان خليفه تأخير روا نيست . عجبا كارا ! در فرمان مخلوق موافقت شرع را چنين ايستاده بودند ، بارى بنگر تا در همه عمر يك نفس در فرمان خدا و تعظيم وى راست رفته‌اى يا نه ؟ لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ الاية - چون اغلب روزگار مرد در تعظيم امر و نهى بسر مىشود ، و معظم احوال وى در ادب صحبت و در خدمت بر سنت بود ، در يك نفس و در يك لقمه با وى مضايقت نكنند ، هر كه مايهء ايمان دارد ، و تقوى شعار خود گرداند ، چنان كه گفت : إِذا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا يعنى اتقوا المنع و آمنوا بالخلف . با درويشان مواسات كنند ، و دست انفاق و صدقه بر ايشان گشاده دارند ، و از منع و بخل بپرهيزند ، و دانند كه هر چه در راه خدا هزينه « 1 » كنند ، خلف آن در دو جهان باز يابند ، چنان كه گفت : « وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ » اين خود صفت عوام است ، و بيان مراتب احوال ايشان . باز صفت

--> ( 1 ) - نسخهء ج : نفقه .