عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
102
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
آوردند . رسول خدا فرمود : تا دستها و پايهاشان ببرند ، و داغ بر چشمهاشان بنهند ، و ميل دركشند ، و در آفتاب گرم بيفكنند « 1 » ايشان را ، تا بميرند . جبرئيل آمد در آن حال ، و اين آيت آورد ، گفت : يا محمد ملك ميگويد جل جلاله ، كه : جزاء ايشان آنست كه ما درين آيت بيان كرديم ، نه آن مثلت كه تو فرمودى . پس رسول خدا مثلت نهى كرد ، و شرب بول بعد از آن منسوخ گشت . كلبى گفت : اين در شأن ابو بريدة الاسلمى آمد ، و هو هلال بن عويمر ، كه با رسول خدا عهد بست كه يارى وى ندهد ، و دشمنان را نيز بر وى يارى ندهد ، و مسلمانان را از خود ايمن دارد ، و مسلمانان نيز از خود ايمن دارند ، و هر كس كه بر هلال بگذرد ، و قصد مصطفى ( ص ) و اسلام دارد ، هلال او را منع نكند ، و راه بوى فرو نگيرد . پس قومى از بنى كنانه بطمع اسلام قصد رسول خدا كردند . اصحاب هلال بر ايشان افتادند ، و هلال خود حاضر نبود ، و ايشان را كشتند ، و مال بردند . رب العالمين در شأن ايشان اين آيت فرستاد ، ميگويد كه : جزاء ايشان كه راه زنند ، و در زمين تباهكارى كنند ، و بناايمن داشتن راهها ميكوشند ، أَنْ يُقَتَّلُوا آنست كه : هر كه كشتن كرده بود و مال نستده ، او را بكشند ، اگر چه ولى دم عفو كند عفو سود ندارد ، كه طريق آن طريق حد است نه طريق قصاص ، و درست آنست كه تكافؤ درين قتل شرط نيست ، أَوْ يُصَلَّبُوا و آنكه كشتن كرده بود و مال ستده ، او را بكشند ، و بردار كنند ، سه روز پيش از قتل يا پس از قتل ، چنان كه رأى امام باشد . أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ و آنكه مال ستده بود و كشتن نكرده ، دستى و پايى از آن وى ببرند ، يكى از راست و يكى از چپ ، و بايد كه مال كم از نصاب سرقت نبود . أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ و آنكه كشتن نكرده بود و مال نستده اما با ايشان بود ، و ايشان را انبوه دارد و قوى ،
--> ( 1 ) - نسخهء الف : بيوكنند .