عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
717
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
زن خويشتن از پيرى يا از زشتى به مهر زنى ديگر . و قيل : وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ يعنى الغالب على نفس المرأة الشّح . غالب آن بود كه زن بخيل باشد و بر مال حريص ، چون شوهر وى را ببعضى مال خشنود گرداند ، وى نصيب خود از شوهر بتواند گذاشت . پس گفت : وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا - يعنى اگر نيكويى كنيد و مفارقت نجوئيد ، و از ميل و جور بپرهيزيد ، اللَّه تعالى آگاهست ، از احسان و جور شما خبر دارد ، و جزاء آن چنان كه خود خواهد ، دهد . وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ - اى : لن تقدروا ان تسوّوا بينهنّ فى الحبّ ، و لو حرصتم على العدل . معنى آنست كه شما اگر چه كوشيد و حريص باشيد ، بر آنكه ميان زنان خويش عدل و راستى نگه داريد ، در دوستى و مهر نتوانيد ، كه در استطاعت شما نبود كه دلها در دوستى راست داريد ، امّا اين يكى توانيد كه ميل نكنيد در نفقه و در قسمت . چون دو زن داريد يا بيشتر ، همه را در نفقه و در قسمت يكسان داريد ، و جوان را بر پير افزونى منهيد ، كه اگر افزونى نهيد ، آن ديگر را همچون زندانى محبوس فرو گذاريد ، آويخته ميان دو حال ، نه بىشوى و نه با شوى . حسين فضل گفت ، عدل بر دو ضربست : يكى آنست كه در استطاعت بنده آيد ، و يكى نه . امّا آنچه در استطاعت آيد آنست كه : بنده را فرمودند ، آنجا كه گفت ربّ العزّة : إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ . جاى ديگر گفت : قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ . و اين عدل نقيض جور است كه هر دو در توان بنده آيد . امّا آنچه در استطاعت و توان بنده نيايد ، راست داشتن دل است در مهر و دوستى با همه زنان . و اين ، بنده را نفرمودهاند ، از آنكه در توان وى نيست . مصطفى ( ص ) قسمت كرد ميان زنان ، و عدل و راستى در آن نگه داشت ، آن گه گفت : اللهم هذه قسمتى فيما املك فلا