عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

639

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

ديت ، چرا اين فهرى را نكشى بجاى برادر ، و تشفّى حاصل نكنى ؟ ! وسوسهء شيطان او را بر آن داشت كه آن مرد را بكشت ، و آن گه اين شعر را بگفت : قتلت به فهرا و حمّلت عقله * سارة بنى النّجّار ارباب فارع و ادركت ثأرى و اضطجعت موسّدا * و كنت الى الأوثان اوّل راجع مرتدّ شد ، و به مكه باز شد ، تا روز فتح مكه رسول خدا ( ص ) او را بكشت . در كفر و در شأن وى از آسمان اين آيت آمد : وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها يعنى : بكفره و ارتداده عن الاسلام . اختلاف است در ميان علما در حكم اين آيت ، قومى گفتند از خوارج و معتزله كه : اين در حق مؤمن آمده است ، كه چون مؤمنى را بكشد كافر شود ، و جاويد در آتش بماند ، و اين مذهب خوارج است كه ايشان بوعيد ابد گويند ، و بنده را بگناه كافر دانند . امّا معتزله ميگويند كه : مؤمن بقتل مؤمن كافر نشود ، لكن جاويد در دوزخ بماند . اينان بخلود عذاب ميگويند ، امّا بتكفير نميگويند . قومى ديگر از مرجيان گفتند كه : اين آيت در شأن كافر آمده است ، كه مؤمنى را بكشد . امّا مؤمن چون مؤمنى را بكشد ، خود در آتش نشود ، و آن كبيره ايمان وى را زيان ندارد ، و اين هر سه مذهب باطل است و خلاف حق ، و قول اهل سنّت و اصحاب حديث آنست كه مؤمن چون مؤمنى را به قصد بكشد به آن فعل كه از وى بيايد ، تكفير وى نكنند ، و او را از ايمان بيرون نيارند ، و خلود در دوزخ نگويند ، مگر كه خون وى بحلال دارد ، كه آن گه خلاف شرع بود . امّا چون نه بر طريق استحلال بود ، عاصى شود ، و در ايمان وى نقصان آرد ، كه مذهب اهل سنّت آنست كه : الايمان