عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

640

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

يزيد بالطّاعة و ينقص بالمعصية ، پس اگر قصاص كنند او را ، آن قصاص كفّارت وى باشد ، و اگر قصاص نكنند ، لكن توبه كند هم كفّارت وى بود ، و اگر بىقصاص و بىتوبت از دنيا بيرون شود كار وى با خدا است ، اگر خواهد وى را بيامرزد ، و خصم وى خشنود كند ، و اگر خواهد او را بر فعل وى عذاب كند ، آن گه او را باصل ايمان وى خلاص دهد ، چنان كه وعده داده است ، كه ربّ العالمين وعدهء خود خلاف نكند ، كه خلف وعده بر وى روا نيست . امّا وعيد خلاف كند ، كه ترك مجازات بوعيد عين كرم است و غايت فضل ، و ربّ العزّة جلّ جلاله موصوف است بكرم و فضل . و دليل بر ابطال قول ايشان كه گفتند : بنده بقتل مؤمن كافر شود ، آنست كه : ربّ العزّة گفت در آن آيت كه بيان قصاص كرده است : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى ، قاتل و مقتول را درين آيت مؤمن نام كرد ، و قصاص در قتل عمد رود لا محاله ، و نيز اخوّت ايمان بريده نكرد ميان ايشان ، آنجا كه گفت : فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ ، و نيز گفت : ذلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ رَحْمَةٌ ، و تخفيف و رحمت بكافر نرسد لا محاله . جاى ديگر گفت : وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا . معلوم است كه اين اقتتال بر عمد بود نه بر خطا ، و دليل از جهت خبر آنست كه رسول ( ص ) با ياران خود بيعت كرد ، به آنكه شرك نيارند ، و هيچكس بنا حق بنكشند ، پس گفت : « فمن فعل من ذلك شيئا ، فأقيم عليه الحد ، فهو كفارة له ، و من ستر عليه فأمره الى اللَّه ، ان شاء غفر له ، و ان شاء عذبه . » وجه دلالت درين خبر روشن است كه اگر بنده بقتل مىكافر شود ، پس اين خبر را معنى نباشد . معتزلى گفت : پس چه معنى دارد اين آيت كه وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها ؟ جواب وى از دو وجه است : يكى آنكه اين آيت در شأن كافر