عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

631

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مگر آن بتافتگان و كوفتگان ، مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ از مردان و زنان و كودكان ، لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً رستن را حيلتى نميدانند ، وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا ( 98 ) و راه فرا هجرت نميياوند . فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ ايشانند كه اللَّه بر خويشتن واجب كرد كه ايشان را عفو كند ، وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً ( 99 ) و خداى فرا گذارنده ايست آمرزنده . النوبة الثانية قوله تعالى : وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلَّا خَطَأً الآية - سبب نزول اين آيت آن بود كه عياش بن ابى ربيعة المخزومى ، برادر هم مادر بو جهل ، به مكه مسلمان شد ، و از بيم مشركان اظهار اسلام نمىيارست كردن ، بگريخت و به مدينه شد ، بشعبى از شعبهاى مدينه اندر جاى حصين فرود آمد ، مادر وى اسماء بنت مخزمة از آن رفتن وى جزع عظيم كرد ، و پسران خود را گفت بو جهل و حارث بنى هشام كه : و اللَّه لا يظلّنى سقف و لا أذوق طعاما حتّى تأتونى به ، و اللَّه كه خود را در صحرا بدارم ، و به هيچ خانه در نيايم ، و هيچ طعام به كار ندارم ، تا آن گه كه عياش را بر من باز آريد . ايشان رفتند بطلب وى او را دريافتند به مدينه ، گفتند مادرت جزع كرد هر چند صعب‌تر ، و سوگند ياد كرد كه طعام و شراب نخورد ، و در خانه نشود ، تا تو بر وى باز نشوى . آن گه گفتند : ما عهد كرديم با تو كه بر تو هيچ زور نكنيم ، و ترا ازين دين كه اختيار كرده‌اى بر نگردانيم ، و ترا به هيچ گونه نرنجانيم . او را بفريفتند و از آنجا كه بيرون آوردند ، و در حال نقص عهد كردند ، و او را استوار ببستند ، و هر روز صد تازيانه ميزدند ، تا او را بر مادر آوردند . مادر او را گفت :