عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
624
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
كه پروردهء اين آداب نيست وى را با راه مصطفى ( ص ) هيچ كار نيست . و در عالم لا إله الّا اللَّه وى را قدر نيست . و ربّ العزّة جلّ جلاله مصطفى ( ص ) را اوّل آراستهء ادب كرد ، چنان كه در خبر است : « ادبنى ربى فاحسن تأديبى » لا جرم شب معراج در آن مقام اعظم ، ادب حضرت بجاى آورد ، تا ربّ العزّة از وى باز گفت : ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى ، و با خلق خدا ادب صحبت نگه داشت ، تا از وى باز گفت : وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ . و اصول آداب صحبت در معاملت با حق آنست كه : علم در هر معاملت به كار دارى ، و شريعت را بزرگدارى ، و بگزارد فرمانها از تمنّيها پرهيز كنى ، و سنّت و اهل آن گرامى دارى ، و از بدعت و اهل آن بپرهيزى ، و از جاى تهمت و گمان برخيزى ، و در پرستش خداى جلّ جلاله ، از وساوس و عادات ريا و جهل و كاهلى دور باشى ، و از خويشتن آرايى بتعبّد بر خلاف سنّت پرهيز كنى ، و نوافل كردارها پوشيدهدارى ، و اللَّه را بر غفلت نام نبرى ، و هزل در جدّ نياميزى ، و شريعت و دين ببازى ندارى ، و بر گفتار و رفتار و ديدار و خوردن و خفتن و حركت و سكون ورع كارفرمايى ، و به هيچ وقت از خويشتن راضى نباشى ، ور چه بر صدق و صفا روزگار گذارى ، بلكه پيوسته از خود ناخشنود باشى ، و توبت در همه حال بر خود واجب دانى . رسول ( ص ) گفته است : « انّه ليغان قلبى ، فاستغفر اللَّه فى كلّ يوم مائة مرّة « 1 » » . و ابو يزيد بسطامى در صفا و صدق خويش چنان از خود ناخشنود بود كه گه تسبيح وى آن بودى كه روى با خود كردى ، و بانگشت به خود اشارت كردى كه مدبر روزگارى . و صحابهء مصطفى ( ص ) در صفاء دين خويش چنان از خود ناخشنود بودندى كه روايت كنند از معاذ كه بدر خانها شدى و گفتى : تعالوا نؤمن ساعة .
--> ( 1 ) - نسخهء الف : فاستغفروا اللَّه فى كل يوم مائة مرة . )