عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
57
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
بخت از در خان ما در آيد روزى * خورشيد نشاط ما بر آيد روزى و از تو بسوى ما نظر آيد روزى * و اين انده ما هم بسر آيد روزى وَ الْمُنْفِقِينَ اى - جادوا بميسورهم من الاموال ، ثم بنفوسهم من حيث الاعمال ، ثم بقلوبهم من صدق الاحوال . گه مال بازند و گه حال ، گه تن بازند و گه جان . مال در راه دوست ، و حال در كار دوست ، تن در جستن دوست ، و جان در ديدار دوست . ما را همه هر چه هست ايثار تراست * گوش از قبل سماع گفتار تراست ديده نظر جمال بسيار تراست * جان و دل و دين نثار ديدار تراست وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحارِ اى - يستغفرون عن جميع ذلك اذا رجعوا الى الصّحو عند ظهور الاسفار من فجر القلوب ، لا من فجر يظهر فى الاقطار . تا در روش باشند اين سان و صفت ايشان و نعت و سيرت ايشان ! باز كه بكشش رسند و صبح يگانگى از افق تجلى اسفار دهد ، از آن شواهد خوف و رجا و صدق و صبر استغفار كنند . مصطفى ص ازين جا گفت : انّه ليغان على قلبى « 1 » لانّى لاستغفر اللَّه فى اليوم سبعين مرة - از معرفت فرا گذرند تا بمعرفت رسند ، و از دوستى برتر شوند تا دوست بينند ، دوستان را دوستى منزل است و دوست وطن ، با شناخته آرام گير نه با شناختن ! اين است كه ربّ العزت گفت : وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى . شيخ الاسلام انصارى رحمه اللَّه بجمله اين معانى اشاره كرده است و گفت : نشان حوادث در ازليت كوم ، سيل كه به دريا رسيد از آن سيل چه معلوم ؟ همه هستيها نيستند در آن اول قيّوم ! اى رستاخيز شواهد و استهلاك رسوم ، عارف به نيستى خود
--> ( 1 ) ليغان على قلبى اى يتغشنى قلبى ما يلبسه « مجمع البحرين » .