عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
605
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
است به حرف و صوت ، يك حرف از آن مخلوق نه ، جبرئيل از خدا گرفت و مصطفى ( ص ) از جبرئيل . گرفت ، و امّت از مصطفى ( ص ) گرفتند ، و قرآن خود يكى است ، و آن عين كلام حق است ، نه عبارت از آنست ، چنان كه مبتدعان گويند ؛ و نه لفظ خواننده به آن مخلوقست ، چنان كه جهميان گويند . و نه خود قرآن ، كه همهء كتابهاى خدا كه به پيغامبران فرو فرستاد ، تورات در دل جهودان نه مخلوق ، و انجيل در دل ترسايان نه مخلوق ، و زبور در دل صابئان نه مخلوق ، همچنين نامهاى خدا هيچ از آن نه مخلوق . اينست عقيده مسلمانان ، و طريقت مؤمنان ، و سخن اهل سنّت و جماعت . هر كه برين نيست او را در دين هيچ بوى نيست ، و بر راه راست نيست ، و اين هدايت جز از حق نيست ، و بدست بنده هيچ چيز « 1 » نيست . مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُرْشِداً ، وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً - اين اختلاف مردمان است در قرآن ، كه هيچ وجه نيست از وجوه علم در قرآن مگر كه خلق در آن مختلف اند ، بلكه اين اختلاف كه در قرآن نيست اختلاف قرآن در خويشتن است ، و اين اختلاف تعارض است و تناقض . چنان كه سخنى باشد ناهامتا « 2 » و ناهموار ، و يكديگر را مضادّ . چنان كه گفت : إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ اى قول غير مستقيم . اختلاف در قول آنست كه سخنى در جايى خاص بود ، و در جاى ديگر همان سخن عام بود . چيزى جايى منفى بود ، و جاى ديگر مثبت ، و در قرآن اين چنين اختلاف نيست . قرآن همه راست است و پاك است و خوش است و نيكو ، در نظم متّسق ، و در رسم متناسب ، و در معنى مطّرد . مصطفى ( ص ) گفت : « القرآن افضل من دون اللَّه ، فمن وقّر القرآن فقد وقّر اللَّه ، و من لم يوقّر القرآن فقد استخفّ بحقّ اللَّه . حرمة القرآن عند اللَّه
--> ( 1 ) - نسخهء ج : هيچيز . ( 2 ) - نسخهء ج : ناهمتا . )