عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
604
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
سنّت : من زعم انّ القرآن مخلوق فقد زعم انّ القرآن محدث ، و من زعم انّ القرآن محدث ، فقد كفره . اسماعيل بن ابى اويس گفت : القرآن كلام اللَّه ، و من اللَّه ، و علم اللَّه ، ليس بمخلوق ، و من قال هو مخلوق فهو كافر ، و من قال القرآن كلام اللَّه لا ادرى مخلوق هو أم غير مخلوق ، فهو كافر ، و من قال لفظى بالقرآن مخلوق فهو كافر . روايت كنند از احمد بن حنبل كه جهميان همين سه فرقتاند : قومى كه گفتند : قرآن مخلوقست اينان را جهمى مطلق گويند ، و قومى كه گفتند : ندانيم كه مخلوقست يا نه مخلوقست ، اينان را واقفه گويند ، و شكاك نيز گويند ، و قومى كه گفتند : لفظ ما به قرآن مخلوقست ، اينان را لفظيه گويند ، و هر سه متقارباند ، و در كفر و بدعت يكسان . و احمد بن حنبل و يحيى بن منصور گفتند : اللّفظيّة شر من الجهميّة ، لأنّ قولهم و كفرهم اغمض . فرقتى ديگراند ازين جهميان كه ميگويند : كلام از متكلّم جدا نيست ، و در زمين از آن چيز نيست . و قرآن و سنّت . ايشان را دروغ زن ميكنند . ربّ العالمين گفت : وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلًا . جاى ديگر گفت : إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ، و جاى ديگر گفت : وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ ، و مصطفى ( ص ) گفت : « ليسرينّ ليلة على القرآن فلا يبقى فى المصاحف و الصّدور منه شىء » ، و قال ( ص ) : « لا يقرأ الحائض و لا الجنب شيئا من القرآن » . درين آيت و اخبار دلالت روشن است كه قرآن بحقيقت در زمين موجود است . و در جمله سخن اهل سنت و معتقد ايشان در قرآن آنست كه قرآن از حق بيامد ، چنان كه مصطفى ( ص ) گفت : « منه بدأ و اليه يعود ، منه خرج و اليه يعود » . كلام اوست جلّ جلاله ، و علم اوست ، و صفت اوست ، بحقيقت در زمين موجود است ، متّصل به او ، قائم به او ، نه جدا ازو ، هر جا كه يابند ، بر زبان خوانند ، و در گوش شنونده ، و در دل دانند ، و در لوح نبشته ، قائم