عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
595
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
ثمّ قال تعالى : وَ أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً - و كفى باللَّه ، اين باء تأكيد را در افزود ، معنى آنست كه : و كفى اللَّه شهيدا . اللَّه بگواهى بسست ، كه تو رسول اويى . معنى ديگر گفتهاند كه : اللَّه بگواهى بس است ، كه حسنات و سيّآت همه ازوست جلّ جلاله و تقدّست اسماؤه . مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ - اى : من يطع الرّسول فى سنّته ، فقد أطاع اللَّه فى فريضته . رسول خدا ( ص ) چون به مدينه هجرت كرد گفت : « من احبّنى فقد احبّ اللَّه ، و من اطاعنى فقد اطاع اللَّه » و منافقان گفتند مىنه بينيد اين مرد را كه ميخواهد كه او را بخدايى گيريم ، چنان كه ترسايان عيسى را بخدايى گرفتند . پس ربّ العالمين تصديق قول رسول خويش را اين آيت فرستاد : مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ . هر كه رسول را فرمانبردار است خداى را فرمانبردار است . وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً - و هر كه از طاعت برگردد ، تو بر ايشان حفيظ نهاى . يعنى كه تو غيب ايشان ندانى ، ظاهر ايشان دانى ، غيب و سرّ ايشان ما دانيم . دليل برين قول آنست كه در عقب گفت : وَ يَقُولُونَ طاعَةٌ اين منافقان ميآيند و ميگويند : ما فرمانبرداريم ، و طاعتدار ، و آن گه در سرّ كافر ميشوند ، و نافرمانى ميكنند . وَ يَقُولُونَ طاعَةٌ - يعنى : منّا طاعة و أمرنا طاعة . و بعضى مفسّران گفتند : وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً منسوخ است بآيت سيف . فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ - اين در شأن قومى منافقانست . گويند در شأن خلاس بن سويد آمد . مردى از متّهمان بنفاق به حضرت رسول ( ص ) آمدى ، و گفتى : سمعا و طاعة ، فرمانبردارى ، يعنى هر چه فرمايى فرمانبرداريم ، ربّ العزّة گفت : فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ پس چون از نزديك تو بيرون شند « 1 » نه آن گويند كه
--> ( 1 ) - نسخهء ج : شوند .