عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

596

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

تو مىگويى بايشان . وَ اللَّهُ يَكْتُبُ ما يُبَيِّتُونَ - اين را دو وجه است : يكى آنكه اندر كتاب فرو فرستد ، و ترا از سرّ ايشان خبر دهد . ديگر وجه آنكه حفظه را فرمايد تا بنويسند آنچه ايشان همه شب ميكنند و ميگويند ، تا فردا جزا ايشان بايشان رساند . و اين سخن پادشاهانه است ! پادشاه گويد : ما كشتيم و ما كرديم و ما كنديم يعنى بسپاه . فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ - اوّل او را اعراض فرمودند از قتل منافقان ، پس منسوخ گشت به اين آيت : يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ . ثمّ قال : تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا - توكّل قنطرهء يقين است ، و عماد ايمان ، و محلّ اخلاص . و سرّ توكّل آنست كه بحقيقت دانى كه بديگر كس چيز نيست ، و از حيلت سود نيست ، عطا و منع كه هست بحكمت است ، و قسّام مهربان بى غفلت است . « وكيل » فعيل است بمعنى مفعول ، يعنى : وكّل اليه الأمور ، اللَّه اوست كه كارها همه به دو گذارند ، كه كارران بندگان و نگهبان ايشان اوست ، كارساز و بنده نواز اوست جلّ جلاله ، و عزّ كبرياءه و عظم شأنه . النوبة الثالثة قوله تعالى : أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ الآية - بر ذوق ارباب حكمت و سالكان راه حقيقت از روى اشارت ميگويد : كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ ، اى اخرجوا ايديكم عن اموركم ، و كلوها الى معبودكم . خويشتن را از كارها بيرون آريد ، و يكسر شغلها بمولى سپاريد ، و به او بازگذاريد ، كه اوست سازندهء كار بندگان ، مدبّر و مقدّر كارران ، و نگهبان ، بسر برندهء شغل ايشان بىايشان ، دل دهندهء تائبان ،