عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
583
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
خواند ؟ و ذلك فى قوله : إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ ، و معلومست كه شيطان بجاى صيّاد است و دام نهنده ، و زنان بجاى داماند ، به حكم آن خبر كه مصطفى ( ص ) گفت : « النّساء حبائل الشيطان » . و آن گه صيّاد پنهان ، و دام پيدا ، و از پيدا حذر كردن بهتر توان از آنچه پنهان . پس چه حكمت است كه كيد زنان عظيم خواند و كيد شيطان ضعيف ؟ جواب آنست كه كيد زنان « عظيم » خواند ، زيرا كه كيد زنان در تو اثر كند بىتو ، بى مراد تو ، چنان كه ترا ارادتى نبود . امّا شيطان تا از تو ارادتى نبود ، كيد وى به كار نيايد ، و وسوسه نتواند كرد . نهبينى كه هرگز تو اندر نماز نانديشى كه من جيحون را پلى كنم ، زيرا كه بيرون از نماز ترا اين ارادت نبوده است . لا جرم شيطان مر ترا اندر نماز اين وسوسه نتواند كرد ، لكن تو اندر نماز انديشى كه مرا بساط چنين ميبايد ، زن چنين ميبايد ، كدخدايى چنين بايد ، زيرا كه بيرون از نماز ارادت تو همين باشد . پس شيطان بر اين ارادت تو آلت سازد ، و دست افزار كند ، و ترا اندر نماز بوسوسه افكند . همين است قصّهء آدم ( ع ) كه در بهشت آن همه نعمت و راحت ميديد ، امّا در دلش افتاد كه چه بودى اگر من هميشه اينجا بماندمى ! چون ابليس از وى اين ارادت بدانست ، با وى هم از در ارادت وى در آمد ، و آدم را گفت : هَلْ أَدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لا يَبْلى ؟ مقصود آنست كه تا از آدم ارادت جاودانه ماندن در بهشت نبود ، ابليس چيزى نتوانست كرد . چون كيد شيطان را با تو دست افزارى بايست از تو ، و آن ارادت تست ، لا جرم كيد او « ضعيف » خواند ، و كيد زنان را اين آلت نبايد كه آن خود مؤثّر است بىارادت تو ، از بهر آن « عظيم » خواند . ديگر جواب آنست كه شيطان بلا حول بگريزد ، از آن كيد وى ضعيف خواند ، و از زنان بلا حول ايمن « 1 » نگردى ، پس كيد ايشان عظيم خواند . ديگر ترا از
--> ( 1 ) - نسخهء ج : آمن . )