عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
579
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
على اللَّه ، فقال رسول اللَّه : « اعقلها و توكّل » ، و نيز تا بنده خود را در تهلكه نيفكند . و براى اين گفت ربّ العزّة : وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ . و معلومست كه بيرون از آنچه تقدير كرد ، بنده هيچيز نتواند كرد ، و اللَّه تعالى كه بنده را بحذر فرمود اين هم از جملهء قدر است ، و بيرون از تقدير او نيست ، پس حذر كردن بنده به قدر است ، و آنچه ببنده رسد از نيك و بد به قدر است ، و خداى را عزّ و جلّ رسد بحجّت خداوندى و كردگارى هر چه ببنده خواهد ، و هر چه با وى كند ، و بنده را جز كار كردن و بندگى نمودن و اعتراض ناكردن هيچ روى نيست . خبر درست است كه عمر خطاب گفت : يا رسول اللَّه أ نعمل « 1 » فى امر مستأنف ام فى امر قد فزع منه . قال : « بل فى امر قد فزع منه » . قال : « ففيم العمل » ؟ قال : اعملوا فكل ميسر لما خلق له . و كان رسول اللَّه ( ص ) اذا مرّ بصدف مائل اسرع المشى . فقيل : يا رسول اللَّه أ تفرّ من قضاء اللَّه ؟ فقال : « افرّ من قضائه الى قضائه » . وَ إِنَّ مِنْكُمْ لَمَنْ لَيُبَطِّئَنَّ - اصل كلمه ، لمن يبطّئ است ، و اين لام كه بر سر كلمت است ، و نون مشدّد كه به آخر است تحقيق مبالغت را است ، يعنى كه خواهد بود اين لا بدّ . اين آيت در شأن عبد اللَّه ابى آمد ، سر منافقان ، و او را در جمع مؤمنان گرفت به آنچه گفت : وَ إِنَّ مِنْكُمْ ، از بهر آنكه اظهار كلمهء اسلام كرد ، اگر چه نفاق در باطن داشت ، و در تحت حكم مسلمانان شد در ظاهر . و نيز گفتهاند كه : اين خطاب از جهت نسب و جنسيّت با وى رفت ، نه از جهت ايمان ، كه وى از روى نسب و جنسيّت از ايشان بود ، و از روى ايمان نه از ايشان بود . فَإِنْ أَصابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ - ميگويد : اگر در غزا بشما بلائى و سختى و بيكامى رسد ، يا از دشمن گزندى رسد ، اين مبطى گويد : « قد انعم اللَّه علىّ اذ لم اكن معهم
--> ( 1 ) - نسخهء ج : ايعمل . )