عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
573
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
راستگوى ، راست ظنّ ، راستكار ، راست پيمان بود ، كه جز راست نگويد ، و جز راست نرود ، اگر چه در آن راستى وى را خطر عظيم بر وى آيد . بعضى مفسّران گفتند : مِنَ النَّبِيِّينَ « 1 » اينجا مصطفى ( ص ) است ، وَ الصِّدِّيقِينَ ابو بكر صدّيق ، وَ الشُّهَداءِ عمر ، وَ الصَّالِحِينَ عثمان و على . و گفتهاند : وَ الشُّهَداءِ عمر و عثمان و على است ، وَ الصَّالِحِينَ همهء صحابهء رسولاند رضى اللَّه عنهم . وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً - يعنى رفقاء ، سمّى الصّاحب رفيقا لأنّ صاحبه يرتفق به ، و يعتمد عليه ، و سمّى مرفق اليد مرفقا ، لاعتماد الرّجل و اتّكائه عليه . روى ابن عباس ، قال : وقف رسول اللَّه ( ص ) يوما على اصحاب الصّفّة ، فرأى فقرهم و جهدهم و طيب قلوبهم ، فقال : « ابشروا يا اصحاب الصّفة ! فمن بقى منكم على النّعت الّذى هو اليوم ، راضيا بما فيه ، فانّه من رفقايى يوم القيامة » . و درين آيت دلالت روشن است در ثبوت خلافت ابو بكر صديق ، از بهر آنكه ربّ العزّة مرتبت صدّيقان فرا پس انبياء داشت ، تا معلوم شود كه بهينهء خلق انبياءاند ، كه اللَّه فرا پيش داشت . پس صدّيقاناند كه فرا پس آن داشت ، و در پيغامبران رسول مطلق مصطفى ( ص ) است ، و روا نباشد كه در پيش وى كسى بود . همچنين در صدّيقان صدّيق مطلق ابو بكر است ، و روا نباشد كه در پيش وى كسى بود . ذلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ - ميگويد : اين مرافقت ، انبياء و صدّيقان و شهيدان و صالحان كه يافتند ، بفضل اللَّه يافتند ، نه بكردار خويش اين ردّى روشن است بر معتزله كه گفتند : بنده به عمل خويش به ثواب آن جهانى ميرسد ، و ربّ العزّة معتقد ايشان باطل كرد ، و منّت بر خلق نهاد به آنچه گفت : ذلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ ، ثمّ قال : وَ كَفى بِاللَّهِ عَلِيماً ، داناى پاكدان همهدان خداى است ، دانايى كه بوى هيچ چيز فرو نشود ، اعمال بندگان همه ميداند ، و اسرار همگان
--> ( 1 ) - نسخهء ج : من النّبيّين و الصدّيقين و الشّهداء . )