عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
574
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
ميشناسد ، و بآخرت همه را به ثواب خويش رساند ، و فضل خويش ايشان را كرامت كند . النوبة الثالثة قوله تعالى : وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ - از اوّل ورد تا آخر همه اشارت است ببزرگوارى منزلت مصطفى ( ص ) نزديك حق جلّ جلاله ، و خلعتى است از خلعتهاى كرامت كه اللَّه تعالى بوى داد ، كه واسطه از ميان برداشت ، و حكم وى با حكم خود برابر كرد ، تا چنان كه رضا دادن بقضاء حق جلّ جلاله سبب يقين موحّدانست ، رضا دادن به حكم رسول ( ص ) سبب ايمان مؤمنان است . تا جهانيان بدانند كه طاعت داشت رسول طاعت داشت حق است ، و نافرمانى رسول نافرمانى حق است ، و قول رسول وحى حق است ، و بيان رسول راه حق است ، و فعل رسول حجّت حق است ، و شريعت رسول ملّت حق است ، و حكم رسول دين حق است ، و متابعت رسول دوستى حق است . چنان كه گفت : جلّ جلاله : فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ ، گفت : اى سيّد سادات ، و اى مهمتر كائنات ، و اى نقطهء دائرهء حادثات ، بندگانم را بگو : اگر خواهيد كه اللَّه شما را بدوستى خود راه دهد ، و ببندگى بپسندد ، بر پى ما رويد كه رسول اوئيم ، و كمر متابعت ما بر ميان بنديد ، و حكم ما بى معارضت بجان و دل قبول كنيد ، تن فرا داده ، و گردن نهاده ، و خويشتن را در آن حكم بيفكنده ، و هيچ حرجى و تنگى به خود راه نداده ، اينست كه گفت جلّ جلاله : « ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً » ، نمىدانيد كه كارها همه در پى ما بستند ، و اين هر دو سراى در كوى ما پيوستند ، زهى رتبت و دولت ! زهى كرامت و فضيلت ! كرا بود از عهد آدم تا امروز چنين فضل تمام و كار بنظام ؟ عزّ سماوى « 1 » و فرّ خدايى ؟
--> ( 1 ) - نسخهء ج : سمائى .