عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

548

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

بر شما سلام ميكردند ؟ از جزاء اعمال شما بود كه بشما رسانيديم . امروز شما را حقى نماند . از اينجا است كه بعضى بزرگان دين ، باضطرار و افتقار ، رفق دوستان مىنپذيرفتند ، چنان كه سفيان ثورى رحمة اللَّه عليه چند روز بگذشت كه در خانهء وى هيچ طعام نبود . آخر روز مردى دو بدره آورد بنزديك وى ، گفت : دانى كه پدرم ترا دوست بود ، و در معيشت متورّع بود ، اين ميراثى است كه از وى بازماند ، و چنان دانم كه حلالست ، و در آن هيچ شبهتى نه ، چه باشد اگر قبول كنى و مرا بدان شاد كنى ؟ سفيان گفت : خداى ترا بدين همّت نيكو ثواب دهد ، امّا من قبول نكنم كه آن دوستى ما با پدرت براى خدا بوده است . روا ندارم كه در مقابلهء آن عوضى ستانم . اين خود درجهء متورّعان است ، و طريق پارسايان ، و برتر ازين درجهء عارفان است . و شرك اصغر در حق ايشان آنست كه بعد از اخلاص در طاعت ، و صدق در عمل ، اگر چشمشان در آن عمل خالص آيد ، يا طلب ثواب آن بخاطرشان فراز آيد ، يا رستگاى خويش در آن عمل بينند ، آن همه در راه دين خويش شرك شمرند ، وز آن توبه كنند . أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ - خود را نستايند ، و تزكيت مردم نپسندند ، و در عمل خويش ننگرند ، و روش خويش را وزنى ننهند ، و از هر دونى خود را فروتر دانند . پرسيد مرا دوست كه آن قوم كه بودند * كز خلق جهان گوى حقيقت بربودند گفتم : چه نشان پرسى زان قوم كه ايشان * خود را به خود از روى نمودن ننمودند بر حاشيهء دعوى هرگز نگذشتند * در دائرهء معنى هرگز نغنودند